روزگار پیرمرد سالخورده از دنیا جداافتاده

بدست KT

پیرمردها دنیای جالبی دارند. نمی توان همه آن ها را در یک طبقه بندی قرار داد و گفت همه یک شکل و یک جورند و یک اخلاق دارند ولی خوب پیرمردها یک خاصیت مشترک دارند. به نوعی به پایان راه رسیده اند و به قولی آفتابشان لب بام است و از این رو قبول کرده اند که انرژی کمی دارند، کند و کم طاقت هستند و البته به جایی رسیده اند که می دانند آخرش است و دلشان می خواهد از داشته ها و نداشته هایشان حرف بزنند و سخن بگویند. پیرها و سالمندان، به نوعی از جریان تند روزگار جدا می افتند و کنار می روند، معدودی هستند که به نوعی هنوز خود را در چرخ زمان نگه می دارند. یک سالمند و پیر می شود احسان یارشاطر که گویی دست از علم شستن بلد نیست، یکی می شود علی خامنه ای، که زمام امور کشوری را در دست دارد ولی در پستوی خود هیچ از عالم و روزگار نمی داند.

این را نمی گویم که به دلیل جریان اکثریت، از در وارد شده و لگدی به مرده زده باشم که آقای خامنه ای هرچه کرده کارنامه خودش است و خود باید جوابگوی آن باشد. من سعی می کنم مشاهداتی و قراین را کنار هم بگذارم و نشان دهم این پیر سالخورده، فقط زبان تندش برایش باقی مانده و دیگر از روز و روزگار و زمان و کشور و زمامداری و امور هیچ نمی داند. یا بیشتر مانند آن لولویی است که چنگی در کنارش گذاشته اند تا او را مشغول نگه دارد در حالی بیرون، سرطان و ایدز دست به دست هم داده و می کشند و می درند.

آقای خامنه ای در آخرین سخنرانی اش در جمع دولتی ها گفته است:

رهبر ااسلامی، عملکرد ملت بزرگ ایران در سی سال گذشته را نمونه آشکاری از استقامت و بهره گیری از همه توان، در مسیر صراط مستقیم برشمردند و افزودند: اکنون نتایج این استقامت سی ساله آشکار شده و مقطع فعلی یکی از درخشان ترین مقاطع حیات تاریخی ملت ایران است.

اگر واقعن در یک جامعه دستاورد بزرگی باشد، باید احمق باشیم که به آن افتخار نکنیم. اگر واقعا به جایی رسیده ایم که می توانیم به تبع آن سر خود را بالا نگه داریم، خیلی نشانه عقب ماندگی است که بگوییم چون دستاوردهای این نظام یا این دولت است، پس اخ و تف است و بد. ولی به واقع، معادله و یا موازنه هزینه، فایده برابر نیست. دستاوردها در مقابل پتانسیل ها، تقریبن هیچ است و آن چه می توانسته به دست آید، به دست نیامده است.

آقای خامنه ای اگر پیر در تماسی بود، از قضیه رها کردن بیماران در حومه تهران با خبر می شد. یا حداقل به عنوان عالی ترین مسئول کشوری و حکومتی و مملکتی، گزارش خودکشی روزانه ده نفر در ایران را به طور محرمانه می فرستادند خدمتشان و ایشان باید تمام دولت را صدا می کرد که چه غلطی می کنید که این طور شده است.

آقای خامنه ای اگر از علم روز چیزی می دانست یاحداقل آن طور که می گویند «فرزانه» بود، می دانست که همه عالم در حال فرار از انرژی فسیلی هستند و آلودگی هوا مسئله ای اساسی و اصلی است و البته انرژی اتمی هم دارد جمع می شود. آقای خامنه ای اگر روزی حداقل یک گزارش محیط زیست خوانده بود، دستور می داد بساط نیروگاه اشرافی بوشهر را جمع کنند، بساط غنی سازی را جمع کنند، تحریم ها را از کشور بردارند و دشت کویر را به نیروگاه خورشیدی تبدیل کنند تا همه کشور از آن برق استفاده کند. بعد دستور می داد تیمی از کارشناسان راه های دستیابی به انرژی پاک را بررسی کنند و با پول نفت که دیگر قرار نیست خرج انرژی مملکت شود، انرژی های سالم تهیه کرده و به بودجه کشور هم کمک کنند.

آقای خامنه ای اگر یک جامعه شناس درست و حسابی در کنارش بود یا حداقل هفته ای یک بار یک گزارش در مورد تغییر زبان و جامعه و تغییرات سریع فرهنگی به تبع فناوری خوانده بود، می دانست که در بهترین و تاپ ترین حالت، یک سوم کشور به شکل کور و کر و بدون فکر و منطق و استدلال و برده وار، حرف گوش کن او هستند. دو سوم دیگر کنیز و دنباله روی او نیستند و به او به چشم یک مقام حکومتی نگاه می کنند که نه معصوم است و نه آسمانی و نه  متصل به علم لدنی. برای آن ها، رهبر کسی است که قانون، انصاف، حق و حق مداری و مساوات را اجرا کند. وقتی دست چین او می شود قانون گریز و دروغ گویی چون احمدی نژاد، یعنی دیگر از حداقل های درک و فهم و شعور و آمار و مملکت داری، دور مانده و یا کنار گذاشته شده است.

زمانی که احمدی نژاد را به زور پیروز معرفی کردند، حتی خوش بین ترین های درون نظام خیالشان راحت بود که آقای خامنه ای هست چرا که علی خامنه ای آخوند منبری نبود. ریاست جمهوری را در سابقه خود داشت و از عدد و رقم و آمار سردرمی آورد. اما زمانی که سازمان برنامه و بودجه برخلاف نص صریح قانون اساسی منحل شد، همان زمان خامنه ای دیگر مرده بود. آن زمان هم که تقلب بزرگ انتخاباتی روی داد، خامنه ای دیگر دفن هم شده بود. الان به واقع مشخص نیست چیست، ولی هرچه هست، کسی است که از او لولویی ساخته اند، عده ای او را کور و کر نگه می دارند و عده ای هم از راه دور سوارش می شوند و براقش نگه می دارند تا فحش دهد و دندان نشان دهد.

قدر مسلم، علی خامنه ای هیچ چیز از انصاف، میانه روی، جوانمردی، حقوق مساوی و مردم دوستی ندارد. او یک پیر سالخورده است که دوست دارد دستش را ببوسند و برایش گریه کنند و عزیزش بدارند بدون این که به او بگویند بنیان تخت فقهی اش روی خون، پهن، دروغ، ترور، تجاوز، شکنجه، استفراغ و تفرعن بنا شده است.

gnomes_showing_the_hitler_salute_are_seen_in_the_i_1737452911 687256_orig

Advertisements