و خدایی که عبادتش فلیشیو بود

بدست KT

سای بابا، ساحر هندی که خود را «خدایی در جسم انسان» اعلام کرده بود، چند روز پیش، 24 آوریل از دنیا رفت. او در سال 2000 پیش بینی کرده بود که 92 سال عمر می کند و حتی کسی که در دور تناسخ حلول او را شاهد خواهد بود، اعلام کرده بود.  سای بابا، طرفداران و مریدان زیادی داشت که به «آشرام» می رفتند و صف می کشیدند تا او را ببینند، اگر هم «خوش شانس» بودند، به جلسات «عبادت خصوصی» با او دعوت می شدند. به مریدانش وعده می داد که آن ها را به عرش و به پاکی و خلوص برساند. دست می چرخاند و حلقه طلا و یا ساعت طلا پدید می آمد و به مریدان می داد و همه کف می بریدند که دارند خدا را از نزدیک می بینند.

این مستندی که در زیر هست را ببینید. خبرنگاری تحقیقی و دقیق هست از زندگی سای بابا. آن چه از ظاهر خیلی ها می دانستند و می دیدند، آن جنایاتی که در خفا روی داد و کسانی که حتی با ذکر استناد تجاوز و تقلب و دروغ، حاضر نمی شوند ارادت خود را به این خدا از دست بدهند. حتی وزیران و مقامات دولتی از بحث دراین مسئله با خبرنگار به خروش و عصبانیت می افتند.

سای بابا، در جریان انتخاب های خود برای جلسات عبادت خصوصی، گویا افراد را برهنه کرده و آلت تناسلی آن ها را روغن مالی می کرده تا «آن ها را به خلوص نزدیک کند». گویا این امر در میان انتخاب های او به عنوان یک عملیات عبادی، جا افتاده بوده چون کسی به آن شک نمی کرده است. اما پس از آن، طعمه هایش را انتخاب کرده و یا فلیشیو از آن ها می خواسته (ارضای دهانی) و یا آن ها را به نزدیکی و مقاربت جنسی می خوانده است.

در این گزارش می بینید که حتی در هند، منطق گرایانی هستند که با گذاشتن جلسات با مردم سعی می کنند فنون سحر و جادوگری سای بابا را برملا کنند. به هر حال، فن جادوگری و شعبده بازی به دلایلی هنوز سر مخفی مانده چون کاسبی عده ای در جهان از همین راه است و با برملا شدن اسرار آن، دیگر درآمدی باقی نمی ماند. سای بابا گویا در این فنون مهارت داشته و از کاریزمای تشکیلات عریض و طویل خود برای آن استفاده می کرده است.

نمی توانیم قضاوت کنیم و بگوییم این شخص چه کاره بوده، می توان گفت کذاب یا بسیار دروغگو برازنده اوست. اما یک حکایت دیگر و قدیمی که همه هم از آن خبردارند ولی خیلی مواقع به راحتی از کنار آن می گذرند را به تصویر می کشد. جهل، ناآگاهی و نادانی و پوشاندن آن در هاله ای قدسی، قدرت می سازد. هر قدرتی، از هر شکل آن و به هر اندازه و در هر مقیاسی، بدون عامل کنترل و محدود کننده و بدون پاسخگویی، به گند کشیده شدن منتهی می شود. هر قدرتی از هر شکلی که می خواهد باشد، چه دینی چه نظامی چه هر شکل دیگری، باید پاسخگو باشد و بدون پاسخگویی، گرداب و مرداب خواهد شد. سای بابا که نه، هر کس دیگری با هر خصوصیتی جایگزین او بود، به همین جرائم دست می زد یا حتی بدتر یا شنیع تر و یا شدیدتر. هر چه قدرت بیشتر باشد، دامنه این جرائم هم بیشتر است و قدرت لاپوشانی آن هم بیشتر. پاسخگویی و جواب گویی همه نهادهای قدرت، ذات اصلی دموکراسی است. یعنی باید در قبال هر قدرتی که به دست می آورید، به همان اندازه هم پاسخگو باشید. پاسخگو یعنی شفافیت و جواب پس دادن و نه با چکش و دروغ گفتن، به جان بقیه افتادن وسرکوبشان کردن.

سای بابا، نماد بزرگ دستگاه عریض و طویل و پرقدرت و ریشه دار و فاسدی است که بوی گندش را با سوزاندن عود، مخفی می کند و آن را عبادت می خواند. این مستند دیدنی و آموزنده را از دست ندهید.