زنان، سرچشمه مدنیت جامعه

بدست KT

در این هشتم مارس و مقارن با روز جهانی زن، از شاخ و برگ های کلیشه ای و به به و چه چه های رایج کمی کناره بگیریم و سعی کنیم کمی از نزدیک به این روز که نه، به بهانه ای که این روز به دست می دهد، نگاه کنیم. در همین راستا اگر بخواهیم از روده درازی هم فاصله بگیریم، باید گفت که زن، آن جایی است که جامعه مدنی تلاش می کند به آن برسد. آن خلوص، پشتکار، فداکاری و برنامه ریزی که یک جامعه می خواهد تا به سمت مدارا، قانون گرایی و مساوات برود، در وجود زنان هست.

صریح تر؟ آن چه ما مردان تلاش می کنیم به آن برسیم، زنان آن را از پیش دارند. به عبارتی که هیلاری کلینتون یک بار به کار برده بود و گفته بود:«حقوق زنان، حقوق بشر است» به شدت موافقم چون همین معنا در آن نهفته است. زنان، به علم کیاست و مدارا مجهز هستند. در همین جا اگر یک پرانتز باز کنم، انتقادم به زنانی است که به جای تمرکز دقیق بر باز کردن این معنا، به دنبال مردستیزی و مردپنداری هستند. این ها را همین جا می گذارم کنار. این ها، هر که می خواهند باشند، به حقوق زنان و احقاق آن کمکی نمی کنند و بیشتر مانند کسانی هستند که به تیم خودی گل می زنند.

بازگردیم به گفته خانم کلینتون: حقوق زنان، حقوق بشر است. در یک جامعه، وقتی تمام ابزار حقوق بشر فراهم شد یعنی قانون گرایی و آزادی بیان و آزادی تمامی مردم و داشتن حقوق مساوی، آن وقت شکوفایی در آن جامعه روی می دهد. فاکتور بزرگ این مسئله، همین مسئله زنان است. در جامعه ای که زن بتواند حقوق مساوی داشته باشد و از فرصت شغلی برابر برخوردار باشد و به دلیل زن بودن، از جامعه و کار کنار گذاشته نشود، آن جامعه نه تنها به سمت خشونت گریز نمی زند، که بلوغ عقلی آن کامل می شود. جامعه ای که توانست به جایی برسد که زن در آن احساس امنیت کند، توانسته به تبع آن بسیاری از مشکلات خود را حل کند. پررنگ کردن و یا بهتر بگوییم، جامعه ای که در آن زن به عنوان نیمی از جامعه (نه به لحاظ عددی که به لحاظ حقوقی) توانسته باشد زنان را محترم بشمارد و ابزار قانونی و حقوقی آن هم فراهم باشد، توانسته محیط ها، مرزها و حدود را مشخص کند بدون آن که دست به شلاق و چوبه اعدام برده باشد.

از این بابت این گفته خانم کلینتون به واقع درست است. هستند کسانی که همواره بازار مکاره ای راه می اندازند تا از سفره حقوق زنان به لفت و لیسی برسند، اما مهم نیست. مهم این است که جامعه با زنان آگاه و مقتدر، جامعه ای مدرن و مدنی خواهد بود.

در همین دوران معاصر خودمان، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی اسوه این حرکت هستند. و دیگر زنان بزرگوار و سختی کشیده ای که در نهایت مدنیت راه خود را ادامه می دهند. مادر سهراب و مادر ندا و دیگر مادرها که زبانم عاجز است که تمامی نام آن ها را نمی دانم، اما همه ی آنها، با بزرگواری تمام، اسوه و نماد مقاومت مدنی شده اند. نه از خشونت حرف زده اند، نه دست به سلاح برده اند. در حالی که می توانسته اند. آن قدر از لحاظ عاطفی و احساسی سمبه ی آن ها پرزور بوده که می توانستند سیل خروشانی از خشونت به راه بیاندازند که این کار را نکرده اند. آن ها مدرسه مقاومت مدنی نرفته اند اما نیازی ندارند. این ما هستیم که هنوز به بحث و گفت وگو و مدیریت نیاز داریم که چه بکنیم و چه نکنیم ولی آن ها خیلی خیلی جلوتر از همه ی مردان، در این بلوغ مدنیت ایستاده اند و از بالا به ما نگاه می کنند.

هشتم مارس، بهانه ای است برای به یاد آوردن آن چه که داریم و ثروتی که روی آن نشسته ایم. آن جاهلیتی که زن را به گور می سپرد آن هم زنده، می دانست که با آمدن آن، بساط لهو و لعب و برده داری و کشتار و تجاوز هایش جمع می شود. جامعه ای که زنان را محدود می کند و سرکوب می کند، در پی گستردن زبان خشونت مردانه ای است که از همه چیز فقط برخورد فیزیکی را می داند و دیگر هیچ. به تمامی کشورهایی که در آن آزادی و حقوق بشر نگاه کنید، همین قاعده را دارند. عربستان هنوز زن را حقیرترین می پندارد. زن در آن کشور نه برگه هویت دارد و نه هیچ اجازه ای برای هیچ فعالیت مدنی. وضعیت آن هم با این ثروت و اقتصاد عوض نشده و هنوز زادگاه القاعده است که شنیع ترین شکل خشونت در قرن بیست و یکم است.

جمهوری اسلامی هم پیشاپیش و بیش از سی سال است که این روز که نه، ولی هر روز و هرساعت، به زن ستیزی می اندیشد و حصر زنان را در اولویت دارد. وکیل شجاع و با شهامت، نسرین ستوده، نمادی است از بزرگواری و بزرگ منشی که در چنگال فیزیکی گرفتار شده ولی اعتراضش، نه خشونت، که عدالت خواهی است.

روز هشتم مارس بر تمامی زنان مبارک باشد. به امید روزی که هر جامعه ای، ثروت واقعی مدنیت را کشف کند و به اعتبار آن، به بهترین شکلی که می توان انسانیت را نشان داد، برسد.

42-25090084

An African American woman sits in the back of a police van after being arrested during protests led by Dr. Martin Luther King, Jr. in an effort to bring national attention to, and end racial segregation in Birmingham, Alabama.1963