با یک «از پشت خنجر زن» چه کار کنیم

بدست KT

در ادامه بحثی که پیشتر درباره افراد «از پشت خنجرزن» داشتیم، با کتاب خوبی برخورد کردم به نام رفتار با آدمیان دشوار در محیط کار، نوشته مارشا پتری سو و البته مطلب خوبی هم در این زمینه نوشته بود که ترجمه کردم.

همه ما به اشکال مختلف با «از پشت خنجرزن» ها در محیط کار روبرو هستیم. جمعی که به غیبت به شدت علاقه دارند و از آن تغذیه می کنند و به شدت هم آسیب رسان هستند. خطر حضور از پشت خنجرزن ها در محیط های کاری به مراتب بدتر و شدیدتر از محیط ها عمومی است. این گونه از بشر، از مقدار کمی وجدان و توانایی برخوردارند در زمینه تنها هدف آن ها کسب قدرت و دستاوردهای شخصی است.

شاخص ترین رفتار یک از پشت خنجرزن، تلاش برای جلب دستاوردهای دیگران به نفع خود و نیز انداختن تقصیر به گردن بقیه است. این گونه از بشر در کتاب «رفتار با آدمیان دشوار در محیط کار، بدون استفاده از ابرازو مهمات» مورد بررسی قرار گرفته و مثال های زیادی به آن اختصاص یافته است.

خنجر از پشت زن، آسیب جدی می رساند و نه سطحی

هیچ وقت آسیبی که یک از پشت خنجرزن می تواند برساند را دست کم نگیرید. هیچ وقت نه به آن ها بخندید، نه مسخره شان کنید و نه دستکم شان بگیرید. یک از پشت خنجرزن هیچ وقت عوض نمی شود چرا که رفتاری که در پیش گرفته اند همیشه برای آن ها جواب داده و سودآور بوده است.

ادبیات از پشت خنجرزن ها با تهدیدهای صریح همراه است: «حواست باشه درباره من چی میگی»، «فکر نکن حرفی که می زنی به گوش من نمیرسه» و یا «هیشکی جلوی من رو نمی تونه بگیره» و این که «من از خیلی تو بیشتر می فهمم یا باهوش ترم».

ضمن این که از پشت خنجرزن ها به شکل ویژه ای دست به رفتار تخریب انفعالی (Passive Aggressive) می زنند و ادبیات آن ها آغشته از جملاتی است چون : «من فقط می خوام بهت کمک کنم»، «تو متوجه نقاط ضعف خودت نیستی»، «شانس آوردی که من آدم صادقی و روراستی هستم» و «به من گوش کن تا موفق بشی».

استراتژی بقای خود را انتخاب کنید

خبر خوبی که می توان به شما داد این است که استراتژی و تاکتیک های بقا در مقابل این گونه، آموختنی است و می توان آن را یاد گرفت. یک راه خوب این است که با یک از پشت خنجرزن و تمامی کسانی که در فهرست محیطی خود وارد کرده، روابط مثبت و عادی داشته باشید. هر قدر همکارانی مثل خودتان در کنار شما باشند، کمتر در حوزه تهدید و خطر یک از پشت خنجرزن قرار می گیرید. هیچ وقت حرف منفی، انتقادی و بد در مورد یک از پشت خنجرزن به زبان نیاورید. اگر به گوششان برسد، برچسب «آدم دردسرساز در محیط کار» را به شما خواهند زد.

اگر یک از پشت خنجرزن گفت که فلانی از تو خوشش نمی آید، مستقیم به سراغ آن شخصی که از او نقل قول شده بروید و خیلی صریح از او بپرسید که درست است یا نه یا این حرف را زده است یا نه. از پشت خنجرزن به احتمال خیلی زیاد، همین چیزها در مورد شما را به آن شخص گفته است. با داشتن یک رابطه کاری سالم با همکاران در محیط کار، می توان جلوی این دام ها را گرفت. و البته باید بدانید که منتظر نمانید کسی این کار را برای شما بکند یا این که بگویید من که کاری نکرده ام پس به من ربطی ندارد. بروید و این موضوع را حل و فصل کنید. اگر چنین چیزی پیش آمد، منتظر نمانید تا خودش به مرور زمان خوب شود، بروید و حلش کنید.

موقعی که قرار است قضیه را حل و فصل کنید، از چنین جملاتی اگر استفاده کنید، بهتر است: «به نظر میاد که این اواخر کمی جدی شدی. درسته یا من این طوری فکر می کنم؟» یا : «من متوجه هستم که از برنامه و طراحی فعلی راضی نیستی ولی واکنش و نقطه نظرت مهم است و می خواهم نظرت را بدانم.»

اگر احساس کردید یک از پشت خنجرزن دست به نابودی شما زده است، به دقت و با حوصله، تمامی کارهای خود را به ترتیب و فهرست وار مرتب کنید و از هرکاری که می کنید و یا هر پیام و نامه ای که می نویسید، یک کپی برای خود نگه دارید. باید به دقت تمامی برخوردها، ملاقات، تاریخ و ساعت دقیق و موضوع گفت وگوها را نگه دارید. هر موقع هم که برایتان امکان دارد، برای خود شاهد داشته باشید و ثبت کنید که چه زمانی با چه کسی، کجا و در کدام جلسه و یا در کدام پروژه یا در کدام کنفرانس و یا گفت وگو بوده اید.

اگر قرار است به طور مستقیم با یک از پشت خنجرزن گفت وگو کنید، از قبل بنویسید که چه می خواهید بگویید و چند بار تمرین کنید که چطور قرار است با او حرف بزنید. همواره به نوعی با او حرف بزنید که موضع خودتان به عنوان شخص، مورد تاکید قرار گیرد. مثلا بگویید: «من، به کمک تو نیاز دارم تا این مسئله را حل کنم» و هیچ وقت به هیچ وجه نگویید که: «این مشکلی است که تو برای من درست کردی.» هرگونه گزاره ای که در آن «تو» داشته باشد، از پشت خنجرزن را جری می کند و او را به خصومت بیشتر وامی دارد. از گزینه های «من» دار استفاده کنید. همیشه این آمادگی را داشته باشید که در گفت وگو با یک از پشت خنجرزن، او تلاش می کند تا شما را افسرده، خسته و بیچاره کند.

نقشه بقا در برابر از پشت خنجرزن: یا قبول کنید، یا عوض کنید یا رهایش کنید

هیچ وقت از ادبیات قربانیان استفاده نکنید و نگویید «من نمی تونم»، « این ها نمی زارن» یا «هیچی جوابگو نیست». در هر موقعیت مسموم و خطرناکی، راه چاره ای برای شما هست. همیشه وقتی گیرکرده اید و فکر می کنید هیچ راه فراری ندارید، همان موقع همه چیز را متوقف کرده و از خودتان بپرسید: «آیا باید همین که هست را بپذیرم؟ آیا باید شرایط را عوض کنم؟ یا این که اصلا ولش کرده و بروم؟» همان جا باید استراتژی خود را مشخص کنید.

قبولش کنید: معنایش این است که وقتی اتفاقی می افتد، شما به خودتان بگویید در حال حاضر همه چیز مرتب است و چیز مهمی نیست. شاید شرایط عالی نباشد ولی خوب، قابل تحمل است. این قدر ها هم بد نیست و این قدر ها هم نارضایتی درست نمی کند. این وضعیت همیشگی نیست و موقتی خواهد بود. با تمرکز، هدفمندی و برنامه ریزی، می توان در آینده از پشت خنجرزن را به شکلی محدود کرد.

عوض کنید: این یکی اگر تا به حال آن را انجام نداده باشید، ممکن است دشوار باشد. اما عوض کردن شرایط مانند عوض کردن افق و دیدگاه شما می تواند به تغییر رفتار منتهی شود. یا شاید مجبور شوید برای به دست آوردن خواسته هایتان مذاکره کنید. عوض کنید به این معناست که برای داشتن یک دستاورد در آینده، از حالا برنامه ریزی کنید. خیلی کار دارد که بتوانید به یک از پشت خنجرزن بفهمانید که از او چه می خواهید. نیاز به شهامت دارد که از او بتوانید بپرسید. اما اگر نه می توانید شرایط را عوض کنید و نمی توانید یا نمی خواهید محیط کاری خود را ترک کنید، پس تلاش برای تغییر بهترین راه چاره شماست.

وقتی با یک از پشت خنجرزن روبرو می شوید، بدون این که به او خیره شوید، ارتباط بصری خود را با او حفظ کنید. زیاد پلک نزنید یا دست پاچه نشوید که این ها همه نشانه ضعف، عصبیت و ترس و واهمه است. زمان گفت وگو با او ایستاده باشید و یک پایتان را از دیگری جلوتر بگذارید. رفتار درست و صحیح شاید راه کار نهایی نباشد ولی به اندازه ای موثر هست که ارزش تلاش دارد.

ترک کنید: دشوارترین تصمیم این است که شما از نقطه آسایش خود بیرون بیایید و آن محیط را کنار بگذارید که با این کار ریسک بزرگی مرتکب می شوید. این همان زمانی است که دیگر به خود می گویید:«من شرایط فعلی را قبول نمی کنم اما تغییرش هم نمی توانم بدهم پس این جا را ترک می کنم.» آن زمان دیگر باید به دنبال کار و موقعیت شغلی جدید باشید ولی قبل از آن مطمئن شوید که هرکاری از دستتان برمی آمده را انجام داده اید. به هر حال هرچه باشد، تا ریسک نکنید، پاداشی هم در کار نخواهد بود.

backstabbers-color

Advertisements