فساد بزرگ، فقر بزرگ، جنگ داخلی: هدفمند کردن یارانه ها

بدست KT

اسمش هست، طرح هدفمند کردن یارانه ها. شکلش هست: به یک مدلی یک مقدار پول به مردم دادن. عبارت عملی آن هست: دهان ملت را با پول بستن و یا مانند سلطان سر خزانه شستن و مشت مشت پول را خرج کردن. طرحی که می رود تا فساد را تا جایی که امکان دارد در تک تک طبقات جامعه و لایه های دولت گسترش دهد و یک جرثومه فساد بزرگ درست کند.

نبود و فقدان سوبسید، نشانه یک اقتصاد سالم و رقابتی است. یک نمونه ی آن در جهان وجود دارد و آن اقتصاد آمریکا است که هیچ سوبسیدی برای هیچ چیز پرداخته نمی شود. حتی بازارهایی که به نظر کم درآمد می آیند و در خیلی جاها بدون سوبسید پیش نمی رود (کتاب، محصولات فرهنگی و هنری)، در آمریکا بدون سوبسید اداره می شود و همه اقتصاد رقابتی و آزاد است. در بقیه مدل های اقتصادی هم سوبسید وجود دارد ولی به اشکال مختلف. حدود 40 کشور جهان هستند که کمترین سوبسید را می پردازند ولی آن را به حوزه بهداشت عمومی و فرهنگ عمومی اختصاص داده اند. خدمات بهداشتی، پزشکی و تندرستی، حمل و نقل عمومی و موزه ها و بعضی از خدمات هنری و فرهنگی، از کمک برخوردار می شوند ولی در حوزه تولید و صادرات، سوبسید به معنای بازار غیررقابتی است. باید یک اقتصاد بتواند رقابت داشته باشد تا خود را بالا کشیده و با دیگر محصولات و تولید های جهانی رقابت کند. هر کشور استانداردهایی دارد و بهایی برای تولیدش می پردازد. اگر در این میان یک عضو بخواهد سوبسید به تولیداتش اختصاص دهد، این به معنای لغو تجارت عادلانه است. (رجوع شود به مبانی سازمان تجارت جهانی و گفت وگوهای دور دوحه).

از این مبانی نظری و مشاهداتی اقتصادهای دیگر می گذریم. می رسیم به بحث ایران و این مدلی که قرار است به زور آن را اجرا کنند. طرحی که هر عقل سلیمی که اندک آشنایی با بازار و اقتصاد ایران دارد، می گوید مانند سم و زهر قتال است. اما یک گروه اندک، به زور می خواهد آن را اجرا کند. با این پیش فرض که گروهی که می خواهد آن را به زور اجرا کند، به هیچ مدل، تئوری و تجربه آکادمیک نه علاقه دارد و نه از آن بهره دارد و نه آن را قبول دارد، می توان کمی درک کرد که چرا بر اجرای آن اصرار دارد. اما این طرح که از آن به عنوان هدفمند کردن یارانه ها یاد می شود، در عمل ایران پس از انقلاب را به یک ورطه دیگر پرتاب می کند. نظامی که به تقلید از نظام های کمونیستی، همه مردم حقوق بگیر دولت هستند، ولی دیگر خدمات اقتصاد کمونیستی را به شهروندانش نمی دهد. از یک طرف مانند اقتصاد بدون سوبسید آمریکا است که دولت در کار تجارت دخالت نمی کند و فقط فضا را برای اقتصاد بهتر مهیا می کند ولی در همین حال، هیچ گونه تولیدی در کار نیست و فقط دولت به عنوان یک پدرخوانده، عهده دار تمامی امور اقتصادی می شود. پس می شود یک اقتصاد دولتی خیلی خیلی بزرگ. با این کار دولت به شدت بزرگ می شود و هرگونه تجارتی فقط و فقط زیر سایه دولت امکان پذیر است و هیچ رقابتی در آن وجود نخواهد داشت.

با اجرای این طرح، چند اتفاق در ایران روی می دهد:

  • بزرگترین طرح تبعیض طبقاتی به اجرا در می آید.
  • درصد فساد و رشوه به حد اسفناکی بالا خواهد رفت.
  • کنترل نظام های امنیتی و دولتی بر تمامی شهروندان را در پی دارد و خفقان سراسری را موجب خواهد شد.
  • جرم و جنایت به شدت بالا رفته و به تبع آن، احکام و مجازات قضایی و کیفری شدیدتر خواهد شد.
  • گروه هایی که از این طرح کنار گذاشته شوند، در معرض تبدیل به قطب مسلح مخالف و آماده برای تبدیل به گروهک های جنگ داخلی خواهند شد.
  • به هیچ شکلی نمی توان محاسبات مالی دولت را کنترل کرد.

اما چگونه این موارد عملی می شود:

اگر به هر دلیلی، دولت تصمیم بگیرد به یک سری از شهروندان سوبسید مستقیم بدهد، برای این کار نیاز به تاسیس راه های محاسبه، انتقال و پرداخت آن دارد. با این کار یک مجموعه دولت در کنار دولت شکل می گیرد که حتی آن هسته مرکزی دولت هم بر آن کنترلی ندارد، روال آن را نمی فهمد و نهادی بر آن نظارت ندارد. در واقع نه تنها بروکراسی را شدیدتر می کند، آن را قائم به شخص می کند و نه قائم به قانون اجرایی. آن زمان افراد هستند که تصمیم می گیرند چه بشود و چه نشود. با این کار، هر کسی می تواند از یک راهی و به یک شکلی، ملت را اسیر کند و به تبع آن، حمایت سیاسی بگیرد. انتخابات های شورای شهر، انتخابات مجلس، شورای نگهبان، مجلس خبرگان به تبع آن به یک گروه خاص اختصاص می یابد. فهرستی معرفی می شود و یک سری باید بر اساس آن به همین فهرست رای بدهند چون در غیر این صورت، در آن منطقه دیگر پرداخت سوبسیدهای مستقیم قطع خواهد شد. صحبت از انتخابات ریاست جمهوری نشد چون به زودی این مقام مادام العمر خواهد شد و حتی اگر تغییر قانون روی ندهد، همین طرح باعث می شود تشکیلات اجرایی و قوه مجریه، به نوعی از پدر به پسر، از دوست به رفیق، از وزیر به نماینده مجلس و غیره بچرخد. در واقع این کار باعث می شود قوه مجریه از سطح تمامی قوه ها فراتر رود، هیچ نظارتی بر آن نباشد، مردم اسیر و جیره خوار آن شوند و به همان شکلی که پیشتر هم زمزمه های آن مطرح شده بود، نظام سیاسی و هرم قدرت در ایران تثبیت شود. از بالا می شود رهبر، بعد قوه مجریه و در سطح پایین تر، قوه قضاییه، در یک رتبه پایین تر مجلس. در واقع مجلس به زیرمجموعه دولت تبدیل می شود چون هیچ شخصی به هیچ شکلی نخواهد توانست با وجود این طرح، وارد مجلس شود. نماینده مخالف، اپوزیسیون، مستقل و دیگر موارد بی معنی خواهد شد. هر شهروندی یا گروهی هم که از این طرح کنار گذاشته شود، باید در یک جای این چرخه ی انتقال پول، باید دم کسی را ببیند و یا رشوه ای بدهد و در تمامی خطوط این زنجیره، یک بازار فساد شدید گسترده می شود چون هیچ کس و هیچ نهادی نمی تواند هیچ گونه نظارتی بر آن داشته باشد.

به همان نسبت که این چرخه ی فساد بالا رود، خفقات مردمی هم بالاتر خواهد رفت. هرکسی به دلیل اعتقاد و یا عقیده، طرفداری از گروه خاص یا فکر خاص در راستای قوه مجریه نباشد، از این جریان حذف خواهد شد و به نوعی باید بهای آن را به شکل نقدی بپردازد. طبقه هایی مانند وکلا و یا پزشکان که مستقل هستند، با بالارفتن هزینه های زندگی روبرو خواهندشد ولی این طبقه می تواند هنوز زندگی مناسبی داشته باشد. غیر از آن، هر طبقه ای در جامعه دو راه بیشتر ندارد: یا دولت یا هیچ. نظام جمهوری اسلامی طبقه خاصی از مخالفان را بیرحمانه قلع و قمع می کرد. مجاهدین، بهایی ها و سلطنت طلبان را می گرفت، می کشت، تمامی امتیازهای اجتماعی خود و خانواده شان را قطع می کرد. ولی در دیگر رقابت های سیاسی تا قبل از این، چنین مجازاتی انجام نمی داد. از این به بعد، این طرح برای تمامی مخالفان به اجرا درخواهد آمد.

به همان نسبت که فشار و خفقان و فساد مالی بیشتر شود، بر روی عده بسیاری فشار مالی زیادی وارد می شود و به تبع آن، جرم و جنایت بیشتر خواهد شد. طبقه مرفه در گزند حمله و راهزنی قرار خواهند گرفت و جرم هایی که پیش از این کم اهمیت بود، بیشتر شده و نظام چاره ای نمی بیند جز این که مجازات را افزایش دهد. اگر در رمان بینوایان، ژان والژان برای دزدیدن یک قرص نان به بیست سال زندان محکوم شده بود، از این به بعد دزدی ها و سرقت های کم اهمیت روی می دهد و مجازات های سنیگن وسنگین تری به اجرا درخواهد آمد. از قبل هم فکر آن شده و به اجرا هم درآمده، می آید و گسترده تر هم خواهد شد.

تمامی کسانی که از این طرح به اشکال مختلف کنار گذاشته شوند و دچار این تبعیض شدید شوند و یا دست و پای خود را از دست بدهند و یا مورد مجازات های غیرمنصفانه قرار گیرند، آمادگی جذب شدن به گروه های مخالف و مسلح دارند و به تبع آن، جرایم سازمان یافته، قاچاق، فعالیت های سیاه و زیرزمینی بالا می رود و آمادگی گروه ها برای دریافت پول و سلاح از خارج از کشور بالا می رود.

اگر در این وضعیت، یک پدیده خارج از برنامه روی دهد، تمامی این روندها شدیدتر خواهد شد. چیزی مانند سیل، زلزله اگر روی دهد، تمامی محاسبات را به هم می زند. هرچند گفته می شود این طرح قرار است برای کمک به اقتصاد اجرا شود و از اقتصاد نفتی فاصله بگیرد، اما در عمل امکان اجرایی ندارد و بیش از پیش پول نفت هزینه خواهد شد. این همان طرح به شدت مسمومی است که از شعارهای مرگبار کروبی در انتخابات پنج سال پیش بود و ماهانه پنجاه هزارتومانی که می خواست به مردم بدهد. همان زمان بیتشترین واکنش به این طرح از سوی نخبگان و کارشناسان اقتصادی و سیاسی بود چون می دانستند این طرح چه برسر اقتصاد کشور می آورد. این بار اما و با این سیاست های دولت فعلی، به مراتب این طرح خطرناک تر و مرگبار تر است.

این طرح یک سیاست بزرگ برادرکشی را در کشور دامن می زند، مردم را از هم منتفر می کند و طبقات اجتماعی را رو در روی هم قرار می دهد.

گیریم که نیت این طرح خوب باشد و بخواهدبه واقع، به اقتصاد کمک کند. عملا این نیت از پیش رنگ باخته است چون اجرای این چنینی، هیچ خوبی و امتیاز مثبتی با خود ندارد. بله، باید بتوان سوبسیدها را کم کرد. باید بتوان اقتصاد را رقابتی کرد. اما در اقتصادی که شفافیت ندارد، در نتیجه با فساد سروکله می زند، سود ده نیست چون حاکمیت نمی خواهد زیر بار این برود که برخی از صنایع ضررده و زیان ده هستند و باید آن ها را تعطیل کرد، محکوم به فناست چون رقابتی در ایران وجود ندارد. بازار اقتصاد بسته است.

برای کمک به اقتصاد ایران، باید آرامش سیاسی حاکم کرد، فشارها و تحریم های بین المللی را کنار گذاشت و با تاسیس یک تشکیلات پایه ای درست و یک اقتصاد شفاف، به ابعاد دیگر آن پرداخت. در کشوری که آمار، اسناد محرمانه طبقه بندی شده است و رسانه مستقل برای بررسی ابعاد عملکرد اقتصادی وجود ندارد، این اقتصاد از پیش بیمار و فاسد و مرگبار است. با تزریق این طرح، عقب گرد اجتماعی، فرهنگی، هنری، تولیدی، اقتصادی و سیاسی در ایران به مراتب شدیدتر از هرگونه جنگی خواهد بود. عقب ماندگی در همه زمینه ها نهادینه شده و با مدلی مشابه مخلوط حکومت کره شمالی و برمه، روبرو خواهیم شد.

42-15522549