آقای خامنه ای، جایگاه قدسی، رفع مسوولیت نمی کند

بدست KT

این روزها آقای خامنه ای خوشحال و خندان است. طرفدارانش هم. سفری نه روزه به قم و تدارکاتی شدید و ارتش سایبری وفادار هم که میلیارد میلیارد هزینه می کنند و خرج می کنند و زمین و زمان را در بوق و کرنا کرده اند.

پیش از جریان های انتخابات ریاست جمهوری، مسئله آقای خامنه ای و یا مخالفت با او کمتر در عموم مطرح بود. بیشتر نقل حرف محافل سیاسی بود و گروه هایی که با اتصال به بیت رهبری، سعی می کنند منافع خاصی برای خود دست و پا کنند. اما پس از انتخابات مسئله کاملا فرق کرد، هربار هم که آقای خامنه ای خود را جلو می اندازد و از دولت حمایت می کند، بیشتر هدف تف و لعن و نفرین قرار می گیرد. طرفداران و هواداران آقای خامنه ای با رویه ای احساسی و متعصبانه و کور، فکر می کنند که دارند از او دفاع می کنند ولی در واقع او را بیتشر و بدتر به گرداب هل می دهند.

در واقع، آن امر قدسی و جایگاه الهی و مقام الوهیت که برای آقای خامنه ای تبلیغ می شود، خود نوعی نقض غرض است. آن گونه که آقای خامنه ای زندگی و حکمرانی می کند خیلی های دیگر دارند و یا داشته اند:

کلیسای کاتولیک هم می کند، (پاپ از یک شاه اشرافی تر زندگی می کند، حاضر هم نیست به مشکلات مجموعه ی خود اشاره کند و حتی با مسئله ای شفاف و روشن مثل رسوایی جنسی در کلیسای کاتولیک مشکل دارد و نه آن را قبول می کند، نه حاضر می شود برای آن کاری کند و نه حاضر است مسوولیت بپذیرد و نه حاضر می شود خلافکاران را مجازات کند.)

این نوع زندگی را همه گونه خلفای اسلامی در تاریخ اسلام داشته اند. تمامی خلیفه ها و ولی امر مسلمین هایی که در تاریخ شیعه از آنها به عنوان شرور و مکار زندگی و خلافت و حکمرانی کرده اند (یزید و معاویه و خلفای عباسی و غیره) خدم و حشم داشتند، بغض جدی به خانواده حضرت رسول داشتند (شواهد تاریخی این گونه می گوید)، جشم دیدن هیچ از آن ها را نداشتند، حتی از مریض و مردنی اش هم به شدت می ترسیدند، و اسباب فشار بر آنها را همواره حفظ می کردند.

دیگر نظام های مشابه سیاسی هم همین روش را پیشه می کردند و می کنند اما مقام قدسی را نمی توان برای آقای خامنه ای متصور شد و به زور او را “امام” کرد چون:

هیچ پیشوای واقعی دینی، زندگی اشرافی و تجملاتی نداشته است. هیچ پیشوای واقعی دینی در حصاری بسته خود را محدود نکرده است. حضرت رسول هیچ گاه از مردم عادی دور نبود. علی هیچ گاه بادی گارد نداشت که اگر داشت، آن طور ضربت نمی خورد.

بزرگان دینی، ارتش سایبری و تیم پروپاگاندا نداشتند. نمونه برتر آن که نظام هم بر آن اذعان دارد و حتی در سیمای جمهوری اسلامی آن را به تصویر کشید، امام هشتم شیعیان است. خلیفه وقت، به زور متفکر و روشنفکر و فیلسوف به دربار می آورد تا امام هشتم را بی اثر کرده و او را بدون دانش جلوه دهد. هیچ کس برای هیچ بزرگ و پیشوای دینی، دستگاه تبلیغات نداشت. در واقع آن که حرف حق می زند، نیازی به دستگاه پروپاگاندا ندارد. حرف حق را همه می فهمند، درک می کنند و با آن ارتباط برقرار می کنند.

آقای خامنه ای در یک قلمرو فوق اشرافی زندگی می کند و هیچ استانداردی هم برای خود متصور نیست. هیچ وقت دستور نداده از تیم و بیتش، تحقیق مالی شود و یا کنترل شود که چه می کنند، دستشان در کجا بند است، با  چه کسی لابی می کنند، چه کسی را حمایت می کنند و چه کسی را زمین می زنند.

این اواخر یکی از دفاع هایی که از آقا خامنه ای می شود، دستور تعطیلی کهریزک است. بله درست است، اما با تعطیلی چه چیزی حل شد؟ با پاک کردن صورت مسئله، چه چیزی اصلاح شد؟ کدام یک از کسانی که دست به کشتار و تجاوز و قتل زدند محاکمه شدند؟ آن کسانی که ماشین از رویشان چند بار رد شد، به چه کسی باید شکایت ببرند؟ آن که مورد تجاوز قرار گرفت، باید به چه کسی داد خود را بگوید؟ آن که بیگناه و روز روشن کشته شد چطور؟ آن مادری که هنوز نمی تواند یک مراسم ختم برای فرزندش بگیرد چطور؟

آقای خامنه ای یا خواسته یا ناخواسته، در حال نقض غرض تمامی صفاتی است که به او می چسبانند. در واقع، تمامی جایگاه برتر از خدایی که برای او در نظر می گیرند، از او رفع مسوولیت نمی کند. یک حاکم، یک رهبر، یک امام، یک ولی فقیه، یک خدا، یک برتر از خدا یا هرچیز که نامش هست، باید بتواند اصول حکمرانی را رعایت کند. عدل، انصاف، مساوات، قانون، برابری.

تاریخ حکمرانی آقای خامنه ای در جمهوری اسلامی چه به عنوان رییس جمهوری و چه در مقام رهبری، سرشار از نقض غرض، سرکشی در برابر قانون، بی انصافی و یارکشی است. آقای خامنه ای که همیشه می گفت در برابر امر ملت مطیع است و از همه دولت ها یکسان دفاع می کند، خصم دولت محمد خاتمی، رییس جمهوری مشروع و محبوب ایران بود، دشمن خونی نخست وزیر وقت بود و حالا واله و شیفته و شیدای دولت فعلی است.

آیا خامنه ای قربانی دسیسه احمدی نژاد و طرفدارانش است؟ این احتمال خیلی ضعیف است. سوابق آقای خامنه ای زمانی که رییس جمهوری بوده نشان می دهد که غرض شخصی را در همه چیز تعمیم می دهد و از کرنش دروغین لذت می برد. آیا خامنه ای می داند چه خبر است و آن را هنوز ادامه می دهد؟ میکروب خواندن کسانی که مخالف او فکر می کنند، نشان می دهد نه تنها از جزییات امور با خبر است، که تهاجمی هم ظاهر شده و به آن شدت هم می دهد.

خامنه ای بازیچه گروهی شده که او را به اشکال مختلف مدیون احمدی نژاد جلوه می دهند و این طور نشان می دهند که پایین رفتن احمدی نژاد، به معنی فروپاشی نظام و پایان خامنه ای است. شاید هم بازیچه نه، نقشی که با آغوش باز آن را قبول کرده و در آن فرورفته و از آن جدا نمی شود. ولی اندکی فکر بدون غرض ( که آقای خامنه ای نشان داده توان آن را ندارد) باعث می شود به درک این حقیقت برسد که احمدی نژاد انگل مخرب است که باید ایران را علیه آن واکسینه کرد. به هر حال خون هایی ریخته شده و باید حاکم عادل، در پی قانون و انصاف باشد و غیر از این، حاکم به زیر کشیده خواهد شد. این پیش بینی و خیالبافی نیست، این درس تاریخ است. سر خیلی ها آمده، پیشتر تکرار شد و باز هم تکرار خواهد شد.

CJ007520

The Hanging of Judas by Giovanni Canavesio. A fresco painting from the Chapel of Notre Dame des Fontaines depicts the hanged body of Judas, La Brigue, Arriere country, Cote D'Azur, France.