مجازات اعدام، جامعه را فاسد می کند

بدست KT

یک فهرست از تمامی راه های میان بر و شورت کاتی که در ذهن دارید تهیه کنید و ببینید کدامشان تا حالا موثر بوده و یا به کار آمده است. نه در زندگی شخصی، نه در تجربیات نزدیکان و نه در تاریخ موردی یافت می شود که تاییدی باشد بر این که یک میان بر، تاثیر خوبی دارد و کارآمد است. روی آوردن به میان بر، یک نقیصه است، کاهش تجربه، کاهش خودداری و فروتنی، نبود تفکر و منطق و کمبودهای دیگر باعث می شود آدمی به سمت میان بر برود. همین تفکر هم به شکل گیری جرم و جنایت منتهی می شود. مثال: از دست یک نفر یا یک دوست ی فامیل یا همسر یا فرزندمان عصبانی هستیم و می خواهیم به گونه ای نشانش دهیم که نه تنها عصبانی هستیم، که دیگر نباید این کار را بکند و به نوعی ،بار آخرش باشد. یکی از میان برها برخورد فیزیکی است. کتک زدن، شلاق زدن، کمربند کشیدن، سیلی زدن، اردنگی زدن، تو سری زدن. در واقع آن زمان که دست به برخورد فیزیکی می بریم، هم آن حجم خشم را خنثی می کنیم و هم می خواهیم مثلا کاری کنیم که عبرتی شود و دیگر تکرار نشود. بگذریم که وقتی آدم عصبانی است معلوم نیست نتیجه کاری که می کند چه باشد، اما حالا گیریم هم یک کتک سیر زدیم و باز این عمل تکرار شد. نه تنها بقیه راه ها را کور کرده ایم که این بار باید دوز کتک را هم بالا برد تا شاید مگر تغییری ایجاد شود. اگر یک بار برخورد فیزیکی صورت گرفت و دیگر جواب نداد، برای همیشه پرونده اش را باید بست وگرنه می شود یک عادت.

با بررسی عملکرد نهادها، افراد و مسوولان در برخوردهای فیزیکی، می توان درصد خرد و آینده نگری آنها را فهمید. هرچه یک بزرگ خانواده، یک مسوول، یک قاضی، یک شهروند، یک همسر، یک پدر، یک مادر بیشتر به میان بر برخوردهای فیزیکی گرایش داشته باشد، به همان اندازه بی لیاقت است، بی کفایت است، احساس مسوولیت ندارد، آینده نگر نیست و راهکار تربیتی هم نمی داند، جاهل و بیسواد است و دشمن جامعه مدنی و حکومت قانون است.

مجازات اعدام، نمونه بارز میان بر است. میان بر برای جامعه و حکومتی که نیازی برای اصلاح جامعه خود نمی بیند و فقط با کمربند کشیدن می خواهد سکوت برقرار کند. معلمی که در مدرسه تنبیه بدنی می کند، فکر آینده، روح و روان، تحصیل، رشد، بلوغ، یادگیری و پرورش دانش آموز نیست. او را کتک می زند که هم خود را آرام کرده باشد و هم به اصطلاح درسی به بقیه بدهد و آرامشی نسبی هم برقرار کرده باشد فارغ از این که آن دانش آموز را برای تمامی عمر به آسیب های جبران ناپذیر دچار می کند.

طیف دیگر افراد مسوولیت ناپذیر، طبقه بی تفاوت است. آن که خبر تجاوز را می خواند و می گوید: می خواست نیمه شب در خیابان نرود، چشمش کور. می خواست آن طور آرایش نکند و آن طور لباس نپوشد. آن بی صفتی است که می گوید خوب اعتراض نکنید تا کتک نخورید، تا به زندان نیفتید، تا شکنجه نشوید. همه افراد بشر، حق و حقوق یکسان دارند، طبقه ی اجتماعی و یا مسوولیت و یا پوشش و یا یونیفورم، هیچ ارجحیت و تبعیضی ایجاد نمی کند. همه در برابر قانون یکسان هستند. این تجربه تاریخ و حکومت اشراف و طبقات اجتماعی از اشراف تا عوام تا کارگران و دیگر حکومت هایی بوده که با ارجح دانستن طبقات اجتماعی، حکمرانی می کردند. از نظام پرولتاریا تاج سر است گرفته تا نظامی که در آن شاه خدا است و نظام دینی که در آن رهبر ورای خداست.

هیچ یک از راه های میان بر از جمله مجازات اعدام، اثر بازدارنده ندارد و برعکس، جامعه را جری تر و فاسد تر کرده و قانون شکنان را جری تر می کند، امنیت کشور را مختل می کند و خشونت را گسترش می دهد به همان اندازه فساد ایجاد می کند. فساد و رشوه به همان اندازه برای فرار از حکم و یا تغییر روال قانون افزایش پیدا می کند. مجازات اعدام، نتیجه تفکر شخص، یا گروه یا نهاد یا قوه ای است که هیچ فهمی از بشر، حق، حقوق و حکمرانی نمی داند.

بدترین و بدترین و اسفبارترین مسئله این که هیچ یک از این راه ها برگشت پذیر نیست. تنبیه بدنی، کتک، سیلی، شکنجه، اعدام، هیچ یک را نمی توان برگرداند. نقض حقوقی است که باید جزو جدی ترین اتهام ها باشد و آن را باید در صدر پیشگیری ها قرار داد.

قرار بود در این پست که به دعوت وبلاگ غرش نوشته شد، اولین تجربه نظاره گر بودن مجازات اعدام گفته شود. اما چرخیدن در خاطرات و تجربیات کاری، فقط درد و رنج را تازه می کند و نگرانی، ناراحتی و خشم را در ذهن حاکم می کند که برای حرکت اصلاحی نامناسب است. همه آن هایی که شاهد این مراسم بوده اند، آن را به بخش تلخ خاطره ی خود سپرده اند. شاهد جان سپردن سه آدم آن هم در حالی  12 سال بیشتر ندارید، خیلی تلخ است. آن هم روزگاری که چوبه دار به پا می کردند و صندلی را از زیرپای محکوم می کشیدند و آن قدر نگاهش می داشتند تا محتویات روده اش از بدن سرازیر شود. و بعد اعدام های مدرن تر و دردآور تر با جرثقیل و حتی یک بار نظاره مجازات قرون وسطایی سنگسار.

مجازات اعدام باید و باید و باید و باید حذف شود. هیچ علمی، هیچ عقلی، هیچ مدرکی، هیچ سندی، هیچ فناوری، هیچ تکنولوژی، هیچ عقل جمعی، هیچ سیستم و نظام حقوقی و قضایی وجود ندارد که بتواند با قاطعیت محض، از همه جوانب امر آگاه شود و همیشه و همیشه و همیشه ولو یک درصد و یا کمتر از یک درصد، امکان خطا و اشتباه هست. همه ی انسان ها حق و حقوق دارند، انسان جایزالخطا است و باید بهایی برای خطای خود بپردازد اما گرفتن جان، قطع عضو و دیگر مجازات های قرون وسطایی، مجازات نیست، نقض عدالت، نقض وجدان و تاییدی بر تخریب روح بشر و جامعه است.

 

BE005814

The Execution of Maximilian of Mexico by Edouard Manet

 

 

GT2

18th-Century Persian Miniature Painting Describing Torture

 

 

BE006973

The Disasters of War No. 32: Why? by Francisco Jose de Goya y Lucientes

 

 

BK001591

Executed Communist prisoners are exhibited in Paris, France, after the fall of the Paris Commune in 1871.