هیپنوتیزم

بدست KT

سهم لویاتان، این نوشته است در این شماره از پروژه کارگاه خلاقیت گروهی.

مطب دکتر.

میشه حداقل یه کم اطلاعات درباره ی بیمار بدین؟

کی گفته ایشون بیمارن؟

خوب حالا به هر حال شما به یه قصدی میاین مطب دیگه.

شما با مشخصات ایشون کار نداشته باش. یه موردی هست که اولیا کمی نگران هستن گفتن شاید با تخصص شما رفع نگرانی بشه همین.

باشه. یک شرط. باید تنهاش بزارین.

مشکلی نیست. شما یه تعهد کتبی امضا می کنین که این مسئله جایی درز نمی کنه. اگر هم درز کرد، اقدام علیه امنیت ملی هست. دیگه باید تا ته خط رو بخونین دیگه.

میدونم.

###

پسر را درون اتاق آوردند. از او پرسید: خوب مشکل چیه؟

هیچی. میگن من تو خواب حرف می زنم.

این که طبیعیه.

من هم همین رو میگم.

حالا به این نقطه خیره شو، یواش یواش به خواب میری بعد بیشتر با هم حرف می زنیم.

باشه.

خوب. بگو اون چیه که تو خواب می بینی و درباره اش حرف می زنی.

میرم یه قطار می خرم. من هرچی بخوام می تونم داشته باشم. بعد میگم یه سفر زیارتی بزارین با این قطار بریم مشهد. همه سوار میشن. روی یکی از دره ها که می رسیم، از راننده می خوام سرعت رو زیاد کنه، خیلی زیاد. این قدر که دیگه نشه کنترلش کرد. بعد همه با هم میریم پایین و قطار سقوط می کنه ته دره. خیلی حس خوبیه، خیلی خیلی خیلی…..احساس شکر، حس رستگاری، حس عروج….

خوب. حالا از فکر قطار بیا بیرون. کم کم بیدار شو.

###

مشکل چی بود؟

هیچ. ایشون طبق استاندارد زندگی شون، کاملا نرمال هستن. به آقا بفرمایین هیچ مشکلی نیست.