آوتلایرز، نگاهی دیگر به موفقیت

بدست KT

خبردار شدم کتاب آوتلایرز، Outliers در ایران ترجمه شده است. خبر بسیار خوبی بود و خبر بسیار بدی. خبر خوب از این بابت که کتاب به این خوبی ترجمه شده و توانسته در ایران چاپ شود و خبر بد از عنوان مزخرف و بی ربطی است که در ترجمه فارسی برای آن انتخاب شده است. «استثناها» به واقع عنوان مهملی است برای این کتاب. آوتلایرز، افرادی هستند که بر اساس پیش فرض، شرایط و محیط، امکان موفقیت برای آنها وجود ندارد اما از آن شرایط خود را به بیرون پرتاب کرده و به موفقیت شگرف می رسند. حالا باید فکر شود که واژه مناسب چیست یا چه واژه ای می توان برای آن پیدا کرد که گویا و مفهوم باشد. استثناها، می شود یک مشت تافته جدا بافته که محکوم به موفقیت هستند و از قضا کتاب سعی دارد بگوید که به هیچ وجه موفقیت یک دفعه ای و جهشی و پرشی نیست. نگرانی من از این است که اگر این گونه اهمال در عنوان صورت گرفته باشد، پس دیگر درون کتاب و در جریان ترجمه چه اتفاقی افتاده، شاید دیگر فاجعه باشد. به هر حال بازار کتاب نیازمند کار افرادی است که حوزه کاری خود را بشناسند و اگر مشتی شاسکول حالا با یدک کشیدن پزشک و دکتر خود را بخواهند این کاره جلوه دهند، مصیبت آن به مراتب بیشتر است.

آنچه ملکوم گلدول در این کتاب سعی کرده بگوید بسیار فراتر از این مفهوم های میان بری است و در واقع این کتاب راهنمای هدایت راهبردی، آموزشی و پرورشی در جامعه است. به هیچ وجه از نوع شارلاتانیسم آنتونی رابینز و دیگر افراد از این قماش نیست که روی دیگری از حقیقت راهبردی در جامعه را بازگو می کند. پس عنوان مضمحل استثناها را کنار گذاشته و با همان آوتلایرز به این کتاب ویژه نگاه می کنیم.

Outliers-Malcolm-Gladwell-unabridged-compact-discs-Hachette-Audio-books

نویسنده در این کتاب اول از همه می گوید چیزی به عنوان نخبه و نابغه وجود ندارد. موتسارت اگر پدری موسیقیدان نداشت، به هیچ جا نمی رسید. در نتیجه محیط بسیار تاثیر مهمی دارد. دوم، کسی که استعدادی را دارد و از آن کار نمی کشد با کسی که استعداد ندارد، هیچ تفاوتی ندارد. کسی که پشتکار و ممارست دارد ولی استعداد ندارد، به مراتب موفق تر از کسی است که قایل به استعداد و یا نبوغ برای خود است.

اما خوب این ها همه به محیط خانواده برنمی گردد و راهکارهای جامعه موثر است. این کتاب می گوید محیط هایی هستند که در آنها امکان موفقیت نیست مگر این که شرایط عوض شود. برای مثال به رفتارهای سنتی اشاره می کند و نقش مخربی که می توانند داشته باشند. نویسنده در تحقیق خود می گوید یک نمونه آماری نشان می دهد در کره جنوبی، زمانی خطوط هوایی ناامن ترین خطوط هوایی بودند چرا که مقام پایین اجازه اظهار نظر به مقام بالاتر را ندارد و این کار پسندیده ای نیست. در نتیجه در کابین خلبان و در مواقع حساس، هیچگونه همفکری نبوده و کنترلی هم بر اوضاع وجود نداشته است. دولت کره جنوبی سعی می کند این رفتار شناسی را عوض کرده و از افراد دعوت کند همفکری داشته باشند. در یک دوره ی چندساله این مشکل حل می شود.

آوتلایرز می گوید در هرگونه موفقیتی، رمز کار سخت نهفته است و هرکسی در کار خود خوب است، به طور متوسط 10 سال روی آن زحمت کشیده است. در واقع با بهترین تخصص و بهترین رتبه ی علمی، ده سال کار لازم است تا شخص بتواند به کارایی مناسب و مطلوب برسد.

نمونه ی آن هم گروه موسیقی بیتلز است. نویسنده می گوید همه بیتلز را به عنوان پدیده می شناسند اما پشت آن را نمی بینند. این که این گروه جوان چهارسال در هامبورگ مجبور بود در یک استریپ بار هفت روز هفته روزی شش تا هشت ساعت موسیقی اجرا کند. این کار شدید باعث شد گروه از یک مرحله ناگهان به مرحله ای دیگر در دنیای کارگروهی موسیقی پرتاب شود.

آوتلایرز سعی می کند بگوید برخی محیط ها، برخی جوامع و برخی کشورها برای موفقیت طراحی نشده اند. از همین روست که اگر اشخاص به محیط دیگری مهاجرت کنند، در آنجا ناگهان می درخشند. محیط رقابتی و سالم، می تواند شکوفاگر استعدادها باشد.

پس از مطالعه ی این کتاب در می یابید که موفقیت کشک نیست. برنامه می خواهد، تشکیلات، راهبرد و کار سخت و دیسیپلین. آخرین نمونه یک آوتلایر، باراک اوباما رییس جمهوری آمریکاست. سیاهپوستی که بدون هیچگونه سابقه و تشکیلات و زد و بند و دار و دسته، می تواند به عنوان نخستین رییس جمهوری سیاهپوست آمریکا برسد.

گلدول به ما می گوید برای جامعه ای موفق باید برنامه دراز مدت، محیط آماده و برنامه های کاربردی داشت و در غیراین صورت، موفقیتی در کار نخواهد بود.

success