کینه

بدست KT

داستان کوتاه بغض و کینه، Spite اثر: سم سیلوا، Sam Silva ، ترجمه از لویاتان.

مادر مشغول بسته بندی و پیچیدن کیک های شکلاتی بود که برای کمک به یتیم خانه خریده بود. سف، به پایین پله ها آمده و در همان راهرویی که به ناهار خوری منتهی می شد و مادر در آن کار می کرد، ایستاد.

سف یک روز پیش تلاش کرده بود با یک ریسمان نازک خودش را دار بزند. گویا در یک موقعیت گیج کننده و یا یک لحظه ناامیدی قرار گرفته بود. حالا هم می خواست بداند برای این کاری که کرده به جهنم می رود یا نه. در حالی که مادر مشغول پیچیدن شکلات ها بود، سف هم به این مسئله فکر می کرد.

مادر یک ریسمان کلفت را برداشت و گره را نشان داد و گفت: ببین سف! به این می گویند گره طناب دار!…… دفعه ی بعد که داری با طناب بازی می کنی، این یادت باشد.

gh1724

Mother's Day, By: Gottfried Helnwein

gh232

Untitled, By: Gottfried Helnwein

gh2172

Mother's Day 3, By: Gottfried Helnwein

gh230

The Christening Present II, By: Gottfried Helnwein