یک افسانه کوتاه

بدست KT

داستانک یک افسانه کوتاه، ، A little Fable ، یکی از خوانندگان فهیم خبر داد که این داستان کوتاه نوشته فرانتس کافکا است،. ترجمه از لویاتان.

موش گفت:

حیف شد. این دنیا هر روز دارد کوچک تر می شود. اوائل این قدر بزرگ بود که می ترسیدم و همه اش می دویدم و در می رفتم و فرار می کردم. زمانی که دیوارها ساخته شد جهت گذاری راست و چپ گذاشته شد، خوشحال شدم اما خوب این دیوارها طولانی این قدر به سرعت تنگ و تنگ و تنگ تر شدند که دیگر در آخرین دالان گرفتار شده ام. به انتهای دالان هم اگر فرار کنم، یک تله موش در انتظارم است.

گربه گفت:

باید فقط جهت حرکتت رو عوض می کردی. همین.

و گربه موش را خورد.

Leaf Box, By:Chris Appelhans