شمشیر داموکلس را از سر ما بردارید، به دست ما بدهید

بدست KT

مبادله سوخت اتمی از ابتدای شکل گیری اش، نوعی میان بر short cut بود. چون جوابی به مشکلاتی که از ابتدا با شروع برنامه اتمی جمهوری اسلامی پیش آمد نبود، که بیشتر یک راه حل سریع بود برای این که کار بیخ پیدا نکند. بیخ پیدا نکند، از این نظر که هیچ تخمین اطلاعاتی دقیقی وجود ندارد که برنامه نظامی جمهوری اسلامی چه زمانی قرار است به نتیجه برسد و خطر این وجود داشت که یک یا چند گروه یا حزب تندرو، کاری کنند که نباید بکنند و اوضاع را به هم بریزند. پس این پیشنهاد مطرح شد که بگوید، ایران به زودی بمب اتمی نمی سازد یا این که در حال حاضر مواد ساخت آن را ندارد پس حتی اگر انحراف در برنامه اتمی باشد، هنوز تا مرحله ساخت بمب اتمی زمان هست.

جمهوری اسلامی اما با عقب انداختن آن به نظر می رسد دنبال هدف دیگری است. حالا شاید این پیش بینی قوت بگیرد که تهران فقط خواسته قضیه را آنقدر کش دار کند و به آن پیچ دهد که در جهان این گونه نشان دهد که مشکل همین مبادله سوخت اتمی بود و اگر موافقتی حاصل شود، پس قضیه تمام است. کماکان که پیشتر اعلام شده بود، مبادله سوخت اتمی، خط قرمز نظام است.

اما این نظام خط قرمز ندارد. نظام وقتی سازمان مدیریت و برنامه ریزی ندارد، یعنی چرخش مالی دولت و نظام معلوم و مشخص نیست و در دست یک یا چند دسته یا گروه است. حالا سیاست خارجی چطور؟ آیا مرکزی وجود دارد که رای مخالف بدهد؟ آیا پارلمانی هست که نظر دولت را بتواند به چالش بکشد؟ آیا مرکز تحقیقات استراتژیکی هست که یک سری پیشنهاد با هزینه و فایده های آن بدهد؟

حرکت نظام به سمت قبول این پیشنهاد، در وحله اول هیچ قطعیتی ندارد. هنوز جزییات زیادی مانده تا این کار عملی شود و در هر مرحله آن اگر بامبولی در بیاید، کار تمام است. با هرگونه مبادله سوخت، حرکت فشار بر ایران برای اصلاح برنامه اتمی جمهوری اسلامی تغییری پیدا نمی کند. اگر ایران می گفت که یک: مبادله سوخت، دو: توقف غنی سازی بیست درصد، سه: گفت وگوها بر سر شفافیت برنامه اتمی و چهار: توقف فشار در برابر اقدامات عملی، آن وقت میشد گفت نظام به سمت همکاری می رود. اما همه چیز به قوت خود باقی است. نظام از این فرصت استفاده می کند برای منظوری دیگر.

تاریخ جمهوری اسلامی نشان داده که هرگاه فشار بین المللی بر ایران کمتر شده، سرکوب و فشار در ایران شدت گرفته است. مدت زیادی از اعدام پنج تن بیگناه نمی گذرد، حکم اعدام چند تن دیگر تایید شده و دادستان تهران با وقاحت از اعدام بیشتر و احکام غیابی فعالان حقوق زنان می گوید. این ها نشانه های همان پیشنهاد سوخت اتمی است.

نظام اسلامی به سالگرد انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شود و ترسیده است. زمینه ای لازم دارد تا فشار بین المللی را کم کرده و سرکوب و کشتار در درون را افزایش دهد. وگرنه دلیلی ندارد الان پیشنهاد مبادله سوخت اتمی کار بزرگی تلقی شود. این همان چیزی است که سال پیش مطرح شد. از خط قرمز رسید به حرکت افتخارآمیز. در کل اساس برنامه اتمی جمهوری اسلامی تغییری نکرده و این انتظار هم نیست که حرکت جهانی برای فشار بر ایران کمتر شود. احتمال دارد زمان آن کم شود وگرنه آن پرسش های اساسی به قوت خود باقیست.

اگر بتوان به زور یک استراتژی برای نظام فرض کرد، فشار برای حضور پررنگ تر برزیل و ترکیه در شورای امنیت بود تا وزن گروه پنج به علاوه یک کم شود. در این مقطع نمی توان گفت این کار شده یا نه، اما حتی اگر شده باشد، مقطعی است. این کار، نوعی فضای تنفس برای نظام اسلامی است تا بتواند آن شمشیر داموکلس را از سر برداشته و به دست بگیرد و با آن گردن شهروندان ایران را بزند. دلش هم می خواهد بگوید این شمشیر برداشته شد ولی در حال حاضر تا شمشیر در دست نیامده، کماکان می توان با باتوم، اوین و کهریزک در خدمت شهروندان ایران بود.

Uranium

طرح بالا کاری است از دوست هنرمندم، نیما نیلیان. این جا می توانید اثر را در ابعاد بزرگتر ببینید.