مراسم خواستگاری اودیپ

بدست KT

روند کودتای نظامی بیشتر بر سرعت عمل است و سابقه تاریخی می گوید کودتا برق آسا باشد و تغییرات در حالی صورت بگیرد که ترس حاکم است. نظام جمهوری اسلامی اما روند یکساله و شاید بیشتر را برای تغییر حکومت انتخاب گویا انتخاب کرده و با کشتارهای مقطعی، کودتای خزنده را دنبال می کند.

این پنج تن که اعدام شدند، به جمع دیگر کسانی پیوستند که با قساوت و بی انصافی به کام مرگ فرستاده شدند. دیالوگی که نظام اسلامی و طرفدارانش دنبال می کنند، این است که این افراد بمب گذار بودند، یا تروریست. رحیم مشایی هم در گفت وگوی اخیرش گفته در ایران فقط قاچاقچیان مواد مخدر به زندان می افتند و یا اعدام می شوند.

این دیسکورس که نظام تعریف می کند، کاملا فریب افکار عمومی است.

شر، شرور، اشرار، قاچاقچی به فرض این که وجود داشته باشند، تابعی از محیط هستند و معلول شرایط. تحلیل بستر تاریخی پرونده هر یک از این افراد، نشان می دهد که عواملی در یک بستر زمانی دست به دست هم می دهند تا فرد یا افرادی به فرض، شرور یا تروریست یا قاچاقچی شوند. با توجه به ناعادلانه بودن روند پرونده این افراد، ظن این مسئله بیشتر می شود که این افراد گناهی نداشتند. چرا که اگر گناهکار بودند و مدارک قاطعی علیه آن وجود داشت، یک محکمه عادلانه می توانست هم نشانه اقتدار و استقلال نظام قضایی باشد و هم پاسخگوی خوبی برای افکار عمومی. وقتی خانواده ی خانم علم هولی بارها اعتراض کردند که این دختر زبان فارسی را خوب نمی فهمد و به آن تکلم نمی کند و درخواست کردند حداقل وکیلی برای او منصوب شود که به زبان کردی مسلط است و این درخواست رد شده، پس چگونه می توان گفت روندی که به آن «تفهیم اتهام» می گویند – یعنی متهم باید خوب شیر فهم شود که به چه دلیل محاکمه می شود –  ناقص انجام شده، پس حکم نهایی درست بوده است؟

حتی اگر با این فرض که تشکیلات تروریستی یا قاچاقچی، مشغول کاری باشند، این عملکرد ناقص کشتار دردی را دوا نمی کند. مثل این که شما در آشپزخانه لانه مورچه داشته باشید اما حتی به خود زحمت ندهید که ببینید کجاست ولی فقط دست به کشتار مورچگان شوید.

پنج بیگناه کشته شدند. اصل برائت در همین قوه قضاییه خودمان می گوید هرکسی بیگناه است مگر خلاف آن ثابت شود. اما خانواده الیگارشی لاریجانی می کشد بدون این که زحمتی به روند حقوقی و قضایی داشته باشد. این جا مرگ ارزان است.

اما استدلال به چه دردی می خورد؟ نظام برای کشتار به استدلال نیاز ندارد و طی برنامه ای دیگر است.

نظام در انتخاباتی فرمایشی قرار بود زمینه حکومت احمدی نژآد را فراهم کند که فراهم نشد. مجبور شدند آن را به زور فراهم کنندو نشد. در واقع، از حرکت و جنبش و اعتراض که بگذریم، اعتراضی که به ظاهر سرکوب شده، به لایه های زیرین فرو رفته و نظام را در معرض فروپاشی قرار داده است. این فروپاشی از درون است که به ابعاد و اشکال مختلف درحال پیش روی است.

در ایران، نزدیک به انتخابات که می شود، همه چیز به حالت تعلیق درمی آید. صادرات، واردات، سرمایه گذاری، ساخت و ساز، وام، اعتباربانکی و خیلی چیزهای دیگر. دلیلش این است که یک یا چند سر هر پروژه یا هرکاری، به حاکمیت ربط دارد و بخش خصوصی وجود ندارد. باید مشخص شود که قرار است چه کاره شود و بعد آیا به صلاح است و بعد هم یا ادامه روند سابق یا توقف و تغییر آن. اتفاقی که از انتخابات ریاست جمهوی خردادماه به این سمت افتاده، این است که روند همه چیز کماکان در حال تعلیق است چون نظام حاکم، نخبه ای درون خود ندارد که ریشه شناسی کند و راه پیدا کند. فکرش را بکنید، نظامی که وزیر اطلاعاتش مداح بوده، قرار است چه بکند که حالا دیگر مقاماتش بخواهند انجام دهند.

تماس ها با ادارات دولتی و شبه دولتی نشان می دهد پاکسازی های گسترده به شدت در حال جریان است تا مبادا سبزگرایی درون حاکمیت ریشه کند. البته این تلاش عبث است ولی به هر حال، تشکیلات مختلفی که قرار است کاری را برای پیشبرد اهداف مملکت انجام دهند، به تسویه حساب درون سازمانی مشغول شده اند.

بهترین راه برای کنترل این وضعیت از دید نظام حاکم، توسری زدن است. نظام اسلامی، دیرزمانی است همه چیز را با سرکوب جواب می دهد و جوابش برای هرچیزی، سرکوب است. نظام نمی خواهد کودتای سریع داشته باشد، اما می خواهد یک توسری محکم بزند تا کودتا درست پیش رود. این باتوم اما درست چفت و جور نمی شود. نظام دنبال نوعی کشتار مشابه کشتار خاوران در سال 67 است ولی حیف که خصم بیرونی در کار نیست که آن را مشروع جلوه دهد. متاسفانه نه اسراییل به ایران حمله می کند، نه آمریکا. گروه های به قول خودشان تروریست هم که کاری ندارند. پس باید زمینه ای برای نوعی ناامنی فراهم شود، نوعی از قدرت نظامی به نمایش گذاشته شده و در ذیل آن، یک پاکسازی گسترده صورت گیرد.

شاید این پنج تن بیگناه کشته شدند تا شاید کردستان شلوغ شود، شاید درگیری یک جایی روی دهد و در یک حکومت نظامی سریع، تمامی کسانی که مخالف حاکمیت فعلی هستند دستگیر و سربه نیست شوند. نظام هی انگولک می کند تا بالاخره یک عامل پیدا کند و از حالا تعطیلی اعلام می کند و محیط های شلوغ را می بندد تا امکان این حکومت نظامی فراهم شود.

اما حاکمان نظام اسلامی، یا طرفداران کور آنها، به چند نکته دقت کنید. شمایی که این پنج تن را گرفته و شکنجه کردید و کشتید، علی القاعده، شیعه و طرفدار اسلام ناب محمدی هم هستید دیگر. علی که برایش خودتان را جر می دهید، همسرش که دختر پیامبر بود را کشتند ( به روایتی که شما می گویید) بااین که طبق نگرش شما حقش را داشت و زورش را داشت و توانش را هم، ولی نه کسی را کشت و نه کسی را گردن زد.

همان علی را وقتی ضربت زدند، ضاربش را هم گرفتند، ازش پرسیدند چکارش کنیم، گفت یک ضربت زده، یک ضربت به او بزنید. نه شکنجه اش کردند، نه از او به زور اعتراف گرفتند. شما کدام نسخه را دنبال می کنید و کدام روایت ساختگی را، من نمی دانم.

تازه شما به خانواده هایشان گفته بودید مسئله حل است و آزاد می شوند و بدون این که به خانواده هایشان اطلاع دهید، همه را اعدام کردید.

در زندان اوین آن روز، اودیپ به خواستگاری آمده بود. چشمانش مصنوعی بود اما خیلی قشنگ. نمی دید اما کسی نمی فهمید اودیپ چشم ندارد. لباس شخصی بر تن داشت، پیراهنش را اتو نزده بود و آن را روی شلوارش انداخته بود. ریش داشت و عطر تی رز هم زده بود. تسبیح هم می گرداند.

به اودیپ گفتند چه خبر؟ تسبیح را گرداند و صلواتی فرستاد و گفت پدر را در گور کردم، مادر را به اورگاسم می رسانم، اما خوب، کفاف نمی دهد، آمده ام صیغه کنم. اودیپ هم در قوه قضاییه قاضی است، هم در سپاه سردار است، هم در مجلس کاره ای است. پول و پله حسابی دارد و البته چشم هایی قشنگ. به کسی نگفته بود مدتهاست به طور مخفیانه رییس جمهور هم هست.

Untitled-4 copy

طرح بالا، کار دوست هنرمندم نیما نیلیان است، این جا می توانید در اندازه بزرگتر آن را ببینید.