ویروس اپیدمی جمهوری اسلامی

بدست KT

همه ی ما خواسته یا ناخواسته، به مقدار کمی یا در حد زیادی، خودآگاه یا ناخودآگاه، از سر اجبار یا از سر عادت، به عمد یا به سهو دچار ویروسی اپیدمی به نام «رفتار جمهوری اسلامی» هستیم. ادبیاتی که حتی اگر طرفدار آن نبوده ایم، با آن زبان با ما گفت وگو شده و ما هم مجبور شدیم برای گفتن هرچیزی، از آن استفاده کنیم. اگر قرار است چیزی را در میان حاشیه ها و خط قرمزها جست و جو کنیم، باید حتمن آن را به سیاه و سفید تقسیم کنیم و باید یک دست مان دست بدهد و دست دیگرمان پس گردنی بزند. مانند زمانی که مطبوعات قرار است از یک رفتار مثبت مثلا آمریکا تعریف کنند و یا یکی از حسن های آن را برشمارند. باید حتمن مقدمه ای گفته شده و تا حدالامکان انواع و اقسام فحش های آبدار تحویل آمریکا شود تا بعد بتوان به آن نکته اشاره کرد. به تدریج یاد گرفتیم در این زبان پر رمز و راز و گندآلود، مقصود را خودمان پیدا کنیم و نویسنده یا گوینده هم عادت کرده حرف هایش را لابلای آن پیدا کند.

اگر ذهن بیماری هست که می نشیند و از لوگوی تهران امروز، طرحی اروتیک استخراج می کند، به دلیل همان ذهنیت است. همان ذهنیتی که با حاکم کردن حجاب اجباری، نه تنها عفاف به بار نیاورده، که شهوت را چند لایه کرده و ذهن را خلاق کرده تا از پس هر پوشش و چادری و هر زبان استعاره ای و هر صحنه سانسوری، یک صحنه اورگاسمیک رقم بزند.

همین لایه لایه های فشار، همین سیاه و سفید کردن، همین چپ و راست بودن باعث شده ما توان کار گروهی را از دست بدهیم، توان بیان کردن اهداف خود را نداشته باشیم و برای رسیدن به هر راهی، آنقدر زیرآبی برویم و برویم و برویم تا این که دیگر خفتمان را بگیرد و خفه مان کند و بعد به این نتیجه برسیم که تنها راه ممکن، براندازی، انقلاب، واژگونی و یا اقدام نظامی است.

و البته این رفتار بیمارگونه، کاملا جهت گیری شده و خودخواسته در جامعه پیاده شده است. جامعه ای که سراسر کمپین های آن از اقتصاد گرفته تا سیاست خارجی و سیاست فرهنگی بر دروغ یا چاپلوسی بنا شده باشد، امکان تفکر نمی دهد، امکان گفت وگو نمی دهد و امکان کار گروهی نمی دهد. دوست و دشمن تولید می شود. یک طرف چماق به دست دارد و تشنه ی خون، چون طرف مقابل دارد ناموسش را برباد می دهد. طرف دیگر چون مانند آنها صحبت نمی کند و لباس نمی پوشد، پس دائم الخمر است، دختر باز است، سگ باز است، نکبت است و همه و همه برای این که دست آخر خونش مباح است و تجاوز کردن به او یک فضیلت.

مدتی بود مشغول سبک و سنگین کردن این بحث بودم اما آنچه جرقه اش را زد، مطلبی بود که از سوی وبسایتی به نام آزادی بیان، مطرح شد و البته بحث هایی که بر سر این مطلب درگرفت. نام سایت فریبنده است، شنیدم دوستی هنرمندو خوش ذوق، در شکل ظاهری آن دست داشته و البته وقتی سرزدم، پیامی آمد که نیاز است به خبرنگاران و نویسندگان. چرا که نه، در این روزگار هرکسی هرکاری از دستش برمی آید باید انجام دهد، هر قدر این کار کوچک و یا کم اثر به نظر بیاید.

نام هایی که از آن در این سایت به نام روزنامه نگار شده را نمی شناسم و کاری ازشان ندیده ام، شاید هم اسم مستعارشان است که آن هم قابل درک است. اما سایتی به نام آزادی بیان ولی رفتاری کاملا احمدی نژآدانه؟ رفتاری سراسر ویروس جمهوری اسلامی؟

یک مسئله را روشن کنم، من با تفکر و حرف های مسیح علی نژاد مشکل دارم و انتقادهایم را به گفته ها و نوشته هایش. اما همانطور که پیشتر هم گفتم، نه این رفتار را با او می پسندم و نه با خامنه ای و احمدی نژآد. که کسی عکس های وارفته از او بگذارد و این گونه یکسویه به او حمله کند و خود را بکند دادستان و قاضی و تازه حکم هم نفع خودش بدهد. برای دیدن این رفتار، نیازی به سر زدن به سایت آزادی بیان نیست، روزنامه کیهان، روزنامه رسالت، یالثارات،هفته نامه ی شما، سیمای جمهوری اسلامی، سخنگوی دولت، سخنگوی وزارت خارجه، دبیر شورای نگهبان، مقام رهبری، دولت موقت دهم، رییس نامشروع دولت دهم و سه چهارم نمایندگان مجلس همین حرف ها را می زنند و رفتار و کردارشان این گونه است.

دوستان سایت آزادی بیان، این رفتار شما نه قدمی به جلو است، نه آزادی بیان، نه حق شهروندی و نه حقوق بشر. این رفتار شما، کپی برابر اصل همان ویروسی است که گریبان همه ی ما را گرفته و باید از آن دوری کنیم و آن را از بین ببریم و نه این که آن را از شکلی به شکلی دیگر تغییر داده و در دام آن گرفتار شویم. بسیار راه ها بود برای این که نارضایتی تان از آن برنامه تلویزیونی را ابراز کنید، شما شنیع ترینش را انتخاب کردید. تازه انتظارتان واقعا چه بوده؟ که مجری برنامه صدای آمریکا مانند تیم سباستین عمل کند؟ حالا که نکرده باید این گونه عمل کنید.

یک مسئله را مطرح کنم و یا شاید تاکید. بحث ویروس اپیدمی که از آن یاد شد، نوعی آسیب شناسی است و نه توهین به هیچ شخصی. من هم کم و بیش گرفتار این ویروس می شوم و به همین دلیل خاضعانه از دوستان خواننده نظر می گیرم و پیش از انجام کاری سعی می کنم حتمن از عقل جمعی و مشورت استفاده کنم وگرنه همه ما به نوعی اسیر این ویروس هستیم.

انتقادم به دوستان سبزگرا، سبزاندیش، سبزگستر این است که تو را به هرکسی که دوست دارید، از تفکر اکتیویستی بیرون بیایید. پیروزی یک حرکت و یا جنبش در تهییج بدون وقفه ی مردم نیست، در ساختار سازی و آسیب شناسی و بهینه سازی است. یک یا چند تای شما دوستان عزیز، تقسیم کار کنید. زدودن ویروس جمهوری اسلامی، مهم تر از جنبش است وگرنه این انرژی رها می شود، تغییری حالا در هر حدی، روی می دهد ولی ما همه همان آدم ها هستیم. همان رفتارهای جمهوری اسلامی را داریم و مجموعه ای می شویم از تضادهای ناهنجار که برای بقا، مجبور به سیاه بازی می شویم. شما نگران فروکش کردن جنبش نباشید. پرده هایی هست که وقتی دریده شد، دیگر همه مختصات عوض شده و آسمان به زمین هم بیاید، به حالت قبل بازنمی گردد. پرده های زیادی در نه ماه گذشته دریده شده و حرمت های زیادی شکسته شده و خون های بیگناه زیادی ریخته شده که هیچ یک بدون جواب نمی ماند چون قانون دنیا این است. اگر واقعا به روزگار سبز می اندیشید، آستین بالا بزنید. خراب کردن، راحت ترین بخش کار است. تف انداختن و فحش دادن و ناسزا گفتن نیز همچنین. نیاز ما در آن قسمت سخت است، برای کار راحت، قشونی نشسته و منتظر است که بیاید و خرابکاری کند.

دوستان آزادی بیان، اگر واقعا دغدغه آزادی بیان دارید، از مسیح علی نژآد عذرخواهی کنید، به یک گفت وگو دعوتش کنید و دغدغه هایتان را با او در میان بگذارید. شفاف و صریح. نیازی هم نیست که حتمن یکی، دیگری را متقاعد کند و در غیراین صورت، نابود شود. رسانه ی پویا کارش این است: شما بحث کنید، نقطه نظرهای مختلف را مطرح کنید. این خواننده است که به جای یک دیدگاه و یک مونوپولی، با چندین تفکر آشنا شده و تصمیم خودش را می گیرد و مطمئن باشید، تصمیم آگاهانه همیشه رو به سوی کمال دارد.

42-22631791 (1)

Two Men Holding Boards To Express Their Feelings, By: Scott Menchin