میرحسین عزیز، بس است دیگر، دست به کار شو

بدست KT

میر حسین عزیز. احیانن به فیس بوک یا فرندفید سر زده ای؟ دیدی که تا به تو توهین شد همه خود را فرزندانت نامیدیم؟ سری به وبلاگ ها و سایت ها می زنی؟ می دانی که هر کسی هر آن چه در توان دارد به کار گرفته تا پشت و پناه تو باشد؟

میرحسین جان. حتمن خبر داری که تا مردم اجازه می یابند جایی جمع شوند، دستنبد سبز و شال سبز به دست می آیند و ندای یاحسین، میرحسین سر می دهند؟

میرحسین عزیز. دقت کرده ای هر که هرجایی هست، در ایران یا در خارج از ایران، نشسته تا کلمه یا جرس یا راه سبز امید یا رویداد حرفی از تو بزند و همه آن را دست به دست کنند و بر سر آن حرف بزنند و از آن نیرو بگیرند؟

با این که به تو اعتقاد دارم و هر آنچه دارم برای حمایت از تو به کار می گیرم، اما دلیل نمی شود به تو انتقاد نداشته باشم. پس دو کلمه هم در میان این همه فشار خبری که داری، حرفی هم از ما بشنو.

میرحسین موسوی عزیز. با تمام احترام و علاقه، مظلوم نمایی دیگر بس است، تکرار مکررات هم دیگر بس است. همه می دانیم از فشارها، از توهین ها و محدودیت ها. برای همین همه در سرتاسر جهان آماده اند تا تو بگویی و آنها انجام دهند.

میرحسین موسوی، ممنون که هنوز دست از تلاش نکشیده ای. بارها گفته ام خدا را شکر که میرحسین هنوز کمر خم نکرده است. اما تا جایی آری، اما پس از آن دیگر فقط ماندن کافی نیست.

مشکل ما مسئله راهبردی است. میدانی که اگر همین طور ساکن بمانی، در دام و توطئه مخالفانت گرفتار می شوی. دیگر بس است لشکر کشی از تو و قداره کشی از آنان.

باید راهبرد بدهی، باید دست به کار شوی. آن قدر که من سرم می شود، به نظرم کمیته ای تشکیل بده، اساسنامه ای بنویس و بر اساس آن دست به کار شو. مرز خودی و غیرخودی را بشکن. ما همه رسانه اییم در خدمت تو. مهم نیست که سیمای ضرغامی – سپاه – رهبری به تو میدان نمی دهد، اشاره کن از در و دیوار برایت رسانه می آوریم. افرادی را مشخص کن که موضع بدهند و راه حل. این قدر موضوع را فرسایشی نکن که طرفدارانت را هم یا تنها می گذاری یا از دست می دهی.

فعال شو، حرکت کن، سخن بگو، جریان ساز باش. کمیته اقتصادی درست کن و بگو چرا فکر می کنی سیاست های اقتصادی اشتباه است و انتهای آن به کجا می رسد. از حامیانت از بیت آقای خمینی گرفته تا روزنامه جمهوری اسلامی تا دفتر آقای خاتمی و شیخ کروبی کمک بگیر. بس است دیدار و میهمانی و قربان صدقه هم رفتن. با شیخ سنگ هایتان را وابکنید، دست به کار شوید.

بگویید که دنبال چه بوده اید، چه می خواستید، چه شد که به دست نیاوردید. برنامه ها را افشا کنید، از توطئه ها بگویید. به ما خط بدهید، ما را هدایت کنید. بگویید چرا سیاست خارجی ما نقص دارد. بگویید شما که عمری در انقلاب بوده اید، چه می خواستید و چرا از آن دور شده ایم. بگویید، مدارک و اسناد خود از تقلب در انتخابات را علنی کنید. برنامه هایی که برای شما چیده اند را برملا کنید.

بگویید چرا واردات بی رویه کمر اقتصاد را شکسته است. مگر با فرشاد مومنی نزدیک نیستید؟ او از همه بهتر می داند ایران با ورشکستگی اقتصادی روبروست. این ها را حلاجی کنید. برای نجات کشور لازم نیست دفتر و دستک داشت. به ما ها نگاه کنید. هر کسی از هر راهی می تواند، دارد برای پیدا کردن راهی، کمک می کند. ممکن است یک اکانت فرندفید باشد، یک روم یا صفحه در فیس بوک، یک وبلاگ، یک سایت، یک نشریه، یک کتاب، یک خانواده، یک دفتر، یک ارگان، یک سازمان. همه این ها در خدمت توست، بیکار ننشین. به پا خیز.

باور من این است که مشکل ما در هدایت است. این که ایران این همه سال عقب مانده، فقط مشکل هدایت است. مشکل نیرو نیست. از نخبه و دانشمند و سرمایه گذار، هیچ چیز کم نداریم. مشکل از بالاست. آن بالا را تو خود در جایی که نشستی، تشکیل بده. اگر یار آقای خمینی بوده ای، این یکی را از او باید خوب یاد گرفته باشی. ساکن نباش. آب ساکن می گندد، آب روان زندگی دارد، می رویاند و می شوید. اگر هم جلویش را بگیرند، سیل راه می اندازد.

مظلوم نمایی بس است میرحسین جان، دست به کار شو.

flood1Picture_Large