یک تحقیق آماری: از طرفداران احمدی نژآد در روستاها خبری نیست

بدست KT

نتیجه یک تحقیق نشان می دهد حتی افرادی که از آن ها شهرستانی ها و حاشیه نشین های طرفدار احمدی نژآد یاد می شد، دیگر از او طرفداری نمی کنند. تحقیقی که در زیر می آید، تحقیق در جریان چند استاد و متفکر ایرانی است که در تهران، قم و شیراز در حال انجام است. نتایج این تحقیق هنوز به صورت عمومی اعلام نشده اما محققان این پروژه آن را با وب سایت اینساید ایران در میان گذاشته اند که تاریخ سی ام نوامبر، دیروز منتشر شده است. من هم فقط ترجمه اش کردم، میان تیترها و جملات درون پرانتز از من است. درود بر افرادی که جان خود را کف دست می گذارند اما این گونه ضحاک را رخ می نمایانند.

پس از انتخابات ریاست جمهوری در خردادماه سال جاری که مسئله تقلب در آن مطرح شد، شرکت کنندگان در انتخابات و حاشیه نشین ها و شهرستانی ها به عنوان حامیان اصلی محمود احمدی نژاد معرفی شدند. تحقیقی که در پی می آید، نظرسنجی و پرسش از حاشیه شهرها، شهرستان ها و شهرهای کوچکی است که بین هشت هزار تا 34 هزار سکنه داشته و در استان های فارس و اصفهان و در خلال زمان هایی انجام شده که در پی می آید: در دو فاصله زمانی پنج ماهه از خردادماه سال گذشته تا اردیبهشت ماه سال جاری.آن هم در ترتیب های زمانی اردیبهشت ماه امسال، هفته اول خرداد، اوایل تیرماه و اواخر شهریور ماه امسال.

نظرسنجی که توسط افراد محلی انجام شده در محل کار و پست های کاری توسط تلفن و مصاحبه حضوری انجام شده است. به رغم تمامی دشواری ها و سختی ها و احتیاط های لازم، حدود یازده هزار و 529 تن در این نظرسنجی حضور داشتند. سعی شده تا حد امکان، از نمونه های آماری با میانگین سنی 20 تا 32 ساله و قشر مسن استفاده شود که به گفته منابع رسمی، تاثیرگذاران اصلی (و واقعی) در انتخابات بوده اند. شیوه این آمارگیری مبتنی بر تئوری تحقیقی نظرسنجی در نمونه های آماری غیرسیاسی و سیاسی بوده است.

نظرسنجی بر اساس محبوبیت عمومی احمدی نژآد (آنچه مقامات رسمی از آن به عنوان عامل پیروزی یاد می کنند) انجام شده است. در دو نظرسنجی پیش از انتخابات، از شرکت کنندگان خواسته شد فردی که در انتخابات به او رای می دهند را انتخاب کنند. در دو نظرسنجی پس از انتخابات، از شرکت کنندگان خواسته شد بگویند که در انتخابات به چه کسی رای داده اند و نظرشان درباره وقایع پس از انتخابات چه بوده است. برخی از نتایج برملا کننده واقعیتی است که تردید ها به این که احمدی نژاد در حومه و حاشیه شهر و شهرستان های اصفهان و شیراز، بیشترین حمایت را داشته، به شدت افزایش می دهد.

نتایج نشان می دهد احمدی نژآد حمایت بیشتر افراد 45 ساله و بالاتر را داشته است. در برخی مناطق حاشیه ای تر، این حمایت تا روز انتخابات به 80 درصد هم می رسیده است. هر قدر این مناطق کوچک تر و کم جمعیت تر شده، این حمایت به حدود 61 درصد رسیده است. هرچند تمامی (حامیان احمدی نژآد) به شدت از اوضاع اقتصادی ناراحت بودند و از «گروه های مافیایی» که در تحریم ها علیه ایران دست دارند به عنوان مقصر این مسئله یاد می کردند، با این حال بر این باور بودند که او(احمدی نژاد) قادر است استانداردهای (حداقلی) زندگی آن ها را بهبود بخشد. حدود 34 درصد از این افراد توسط نامه هایی که به احمدی نژآد فرستاده بودند، کمک مالی دریافت کرده (پول گرفته اند) با این حال، امکان تفاوت جنسی شاخص میان این گروه وجود نداشت. (درصدی که نشان دهد بیشتر مردان حامی او بوده اند و یا زنان.)

در میان گروه های بزرگ تر و میانگین سنی میان 20 تا 32 سال، نتایج متفاوت است. در مناطق حاشیه ای و حومه شهرها، حمایت احمدی نژآد به 58 درصد می رسد و در شهرها و روستاهای کوچک تر، این حمایت به 44 درصد می رسد. با این حال چند شاخص قابل توجه هست که در این جا باید به آن اشاره شود. 57 درصد از حامیان احمدی نژآد در این دسته، اعتراف کردند که 50 هزار تومان سهم خود از برنامه ای تحت عنوان «توزیع ثروت ملی» را (از سوی دولت) دریافت کرده اند، اما این را هم گفته اند که «این پول باعث نشده به احمدی نژآد رای بدهند.» اعتراض این عده این بود که 50 هزار تومان برای چند هفته ی ِ آن ها کافی بوده و آینده ای را برای آن ها رقم نزده ویا تضمین نکرده است. ضمن این که تاکید داشتند در زمان احمدی نژآد، قیمت ها بالاتر رفته و پیدا کردن کار اگر ناممکن، که بسیار سخت تر شده است. اگر هم توانسته اند کار پیدا کنند، کار بسیار حضیض و دونی بوده است. آنها احمدی نژآد را مقصر می دانستند.

در میان این گروه، معدل 57 درصد یا در حاشیه و حومه شهرها، از جمله تهران، کار می کردند یا به کار مشغول بودند. این گروه بر دو چیز تاکید داشتند: اول این که، زندگی و کار در حومه، دیدگاه سیاسی آن ها را تغییر داده است. شمار زیادی از آن ها می گفتند دیدگاه سیاسی والدین و یا حتی دوستان خود شریک نبودند. دوم، حدود 72 درصد اعتراف کردند تلاش داشتند تا خانواده خود را قانع کنند که به میرحسین موسوی و یا مهدی کروبی رای بدهند. 56 درصد از جوانان مخالف با احمدی نژآد به میرحسین موسوی رای دادند و 32 درصد از آن ها به مهدی کروبی.

پس از انتخابات

دو دور برگزاری نظرسنجی پس از انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد، نشان داد 39 درصد از افراد مسن که به احمدی نژآد رای داده بودند، از رای خود پیشیمان شده بودند. این گروه از دلایل پشیمانی خود به این دلایل اشاره کردند: تجاوز، کشتار و شکنجه پسران و دختران جوانی که در اعتراض ها به نتیجه انتخابات شرکت کرده بودند و دیگر این که دیگر مقصر وضعیت اقتصادی را، احمدی نژاد می دانستند.

در کمال تعجب، نظرسنجی شهریورماه سال جاری نشان داد 63 درصد از جوانان مخالف احمدی نژاد که به دلایل شغلی در خردادماه و تیرماه امسال در شهرهای بزرگ بودند، در اعتراض های مردمی شرکت کرده بودند. 22 درصد دیگر گفتند به دلایل کاری نتوانستند در تظاهرات شرکت کنند هرچند دستبند سبز بر دست داشتند. یک جوان 22 ساله و از طرفداران موسوی که دستبند سبز هم به دست داشت می گفت: «ببین آقا، من نه تحصیلکرده ام و نه از سیاست آن طور که شما سر در می آورید، چیزی می دانم. اما روستای ما حدود هشت هزار سکنه جمعیت دارد. فکر کنم احمدی نژآد 50 درصد آرا را از روستای ما به دست آورده باشد. احمدی نژاد آنقدر ها هم که شهری ها یا ساکنان شهرهای بزرگ فکر می کنند، این جا محبوب نیست و طرفدار ندارد. من خودم شخصا حدود سیصد نفر از میان خانواده و فامیل و دوستان می شناسم که به میرحسین موسوی رای داده اند. حالا (طبق آمار رسمی) می گویند در روستای ما فقط 43 نفر به میرحسین رای داده اند. یعنی به نظر شما من این قدر احمق بودم و خودم خبر نداشتم؟»

یک مسئله را در این آمار و برای بررسی نتایج کلی در نظر بگیرید وآن این که، 32 درصد کل جمعیت ایران، در چنین جمعیتی – مناطق حاشیه، حومه، شهرها و روستاهای کوچک – زندگی می کنند.

cheat

Advertisements