کمانگیر، شما دیگر چرا

بدست KT

آرش کمانگیر و مناظره با یک افراطی. زمانی با کمانگیر کل کلی داشتیم و گیر بر سر واژه ای که استفاده کرده بود:«مهندس». البته قصدش منت گذاشتن و سرتر بودن از بقیه نبود، منظورش بحث کردن با او با «منطق» بود. منطق مهندسی، منطق ریاضی است، تعریف، دامنه، مجموعه و پاسخ. وقتی بحث مناظره کمانگیر را دیدم، فکر کردم بیشتر شوخی است، اما جدی بود. کمانگیر در وبلاگش به این به گفته ی برخی مناظره، لینک فقط داده است. اگر آن جا پابلیشش کرده بود، این بحث مطمئنن آن جا مطرح می شد.

کمانگیر جان نکند دیگر از دایره مهندسی خارج شدی و به دایره دیپلماسی پیوستی؟ قاعدتن تو که مهندس هستی میدانی که در یک مجموعه بحث قابلیت اجرا دارد اگر دامنه و تعریف ها یکسان باشد، اگر همه بر اساس قاعده ی «جاذبه» به زمین چسبیده باشند. اگر تو روی زمین هستی و دیگری از فراترین های این جهان دارد دستور می گیرد و شک ندارد که حق با اوست و فقط تو هستی که گمراه به حساب می آیی، دیگر بحث به چه کارت می آید؟ مگر نه این که با این کار تنها چیزی که ندارد و هر چه از دستش می آید می کند تا آن را به دست آورد، به او داده ای؟ وجهه، مشروعیت. چیزی که این بن لادن های خرده پا، بر وزن خورده بورژوا، ندارند و هیچگاه نخواهند داشت.

کمانگیر عزیز. زمانی در بحبوحه جنگ جهانی دوم، یک دیپلمات بریتانیایی به این عقیده رسیده بود که با آلمان نازی باید صلح کرد و با کمی بحث دیپلماسی، جنگ را پایان داد و بر سر یک قلمرو به توافق رسید. آن دیپلمات و دار و دسته اش بهای سنگینی آن زمان پرداختند و نقشه اش بعدها برملا شد.

آقای کمانگیر عزیز، نوشته ای بود زمانی در این وبلاگ یادت هست؟ با احمق بحث نکنیم و بگذاریم در دنیای خویش خوشبخت زندگی کند، با وقیح بحث نکنیم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روح ما را تباه می کند.

کمانگیر جان، طرف در همین محیط مجازی فکسنی، قلع و قمع می کند و می بندد و فیلتر می کند. بحث؟ آزارمان دادی برادر دوست داشتنی.

AB008026