برای من عزت و برای تو جلبک

بدست KT

مسئله اصلی که این روزها دولت حاکم در ایران از آن حرف می زند یا به عبارتی آن را رواج می دهد، وابستگی جنبش سبز در ایران به غرب و یا دقیق تر، آمریکا است. در حالی که همین عامل اخ و تف و بد، به برگ برنده جناح حاکم هم تبدیل شده است.

اما از یک طرف دیگر، همین معدود افرادی که حاکمیت را در اختیار گرفته اند، سر از پا نمی شناسند که چگونه زودتر با آمریکا به توافق برسند. در واقع، هر قدر جنبش مدنی ایران در حال پایداری و استقلال واقعی است، جناح اقلیت حاکم در پی کسب مشروعیت های غیرمجاز و نمایشی است. برای مثال پر واضح است که مصاحبه های عریض و طویل رییس نامشروع دولت فعلی، فقط و فقط برای استفاده صدا و سیما و خبرگزاری جمهوری اسلامی و روزنامه کیهان است. به این دلیل که اگر بحثی دربگیرد و مچی گرفته شود، در هیچ جا منعکس نمی شود اما تنها چیزی که اهمیت دارد، تکرار و تکرار و تکرار واژه های آغازین پرسش هاست: Mr. President همین. تشنه و کشته و مرده ی همین واژه هستند و بر آن اصرار می ورزند.

دولت نامشروع فعلی هیچ قدمی را نمی تواند درون کشور بردارد و فقط در پی افزایش واردات ( در شش ماهه اول امسال درصد آن دو برابر شده)، کشیدن ته شیره های سیاسی مملکت (عزل و نصب های بسیار مضحک در سازمان انرژی اتمی) و مانورهای بی سر و ته (بزرگ شده ایم، کلفت شده ایم، خفن شده ایم، قدرت اول جهان شده ایم) است. اما همان اصل اولیه، مقبولیت و مشروعیت را از راه مذاکرات ژنو، گفت وگو با نماینده آمریکا و این ها به دست می آرود.

حالا بحث این جاست، غرب و به ویژه آمریکا این جاها خوبست. نه شیطان بزرگ است که بیشتر فرشته بزرگ نجات شده است. اما وقتی کسی در غرب اشاره ای به جنبش مردمی و مدنی ایران بکند، همه غربزده و مزدورند. اما تعارف به کنار، هر منطق سلیمی خارج از ایران حاکم باشد ( که در آمریکا گویا حاکم نیست) می داند که باید فهمید مشروعیت کجاست، مردم چه می خواهند و سیاست هایش را با آن تنظیم کند. طبیعی است که جنبش مردمی ایران حمایت خارج از کشور را دارد چون درون کشور را خفقان گرفته است. مشخص است که همه از هر راهی که می توانند، تلاش می کنند که به جنبش سبز ایران کمک کنند چون دولت اقلیت و غاصب فعلی، اشتراکات بسیار کمی با مردم، با نهادها و جنبش ها و سازمان های بین المللی دارد ولی مشخص است که جنبش مدنی ایران با طیف وسیعی از گروه ها، احزاب سیاسی و نهادهای بین المللی، اشتراک دارد.

آمریکا که از قضا بهترین حالت را دارد که با توده مردمی ایران هم نظر شده و با رد رسمیت نظام غاصب فعلی، به بهترین سیاست همسویی با ایران دست یابد اما پیام اوباما در روز سیزدهم آبان، روز همیشه سبز، نشان داد که آمریکا فقط قصد دارد به نوعی توافق با حاکمیت فعلی برسد. از طرف حاکمیت آمریکا، شاید این بهترین راه برای تامین منافع آن ها باشد چرا که دولت فعلی آن قدر به حضیض ذلت افتاده که هر چه دارد و ندارد را می دهد تا آن ناجی افسانه ای را به دست آورد. خوابی که مرگ تلخی در پایان آن است.

broken angel