۱۱۰ قانون برای رفتار بانزاکت و شایسته، برای رفتار و گفتار در جمع

بدست KT

جورج واشینگتن شانزده ساله بود که یکصد و ده قانون برای رفتار مودب، بانزاکت و شایسته برای رفتار و گفتار در جمع را نوشت. قوانین یاد شده، برگرفته از قوانین ژزوئی های فرانسوی در سال ۱۵۹۵بود. احتمال آن زیاد است که جورج واشینگتن جوان مجبور بوده در آن زمان به عنوان تکلیف مدرسه، انجام دهد. نخستین ترجمه انگلیسی از متن اصلی که به فرانسه بود، در سال ۱۶۴۰چاپ شد که به فرانسیس هاوکینز، پسر دوازه ساله یک پزشک، منتسب شده است. BE062935

شاید این روزها و در این حال و هوای فعلی، برخی از این قوانین مسخره یا از مد افتاده به نظر برسد، یا عده ای بگویند این مال زمانی است که هنوز با قلم پر نگارش انجام می شده، اما سرشار از تمرکزی است که کمتر می توان پیدا کرد. تمرکز اصلی آن، بیشتر بر دیگران و جمع است و کمتر بر شخص و خود. این روزها و در روزگار فعلی «من» گرایی و شخص گرایی رایج است و کمتر می توان توجه به افکار جمعی را فتار جمعی را می توان سراغ داشت.

قدیمی یا از کار افتاده یا بایگانی شده، به هر حال این قوانین نشانگر «آداب» است. مجموعه ای است از ازخودگذشتگی هایی که همه باید انجام دهیم، اگر قرار است در کنار یکدیگر و به شکل خانه، خانواده و جامعه زندگی کنیم.

سنگ بنای اصلی این مجموعه، احترام به دیگران است و هدیه ای که در مقابل این کار دریافت می کنید: احترام به خود.

ریچارد بروکهایزر در کتاب خود می نویسد تمامی آداب مدرن در دنیای غرب، از اشرافزادگان گرفته شده است. تواضع – courtesy – از رفتار شایسته و مناسب و مقتضی در محضر یا یک جمع – court یا همان دادگاه یا محضر بزرگان – گرفته شده است. جوانمردی – chivalry – از همان chvalier یا شوالیه گرفته شده است. اما واشینگتن، توجه اش این بود که آمریکایی ها را از رفتار برگرفته از رفتار درباری، آزاد کند. اما آیا «آداب» می تواند بدون «نظام»، دوام بیاورد؟ ژزوئی هایی که این قوانین را می نوشتند و مردان جوانی که آنها را کپی می کردند، بدون توجه به این پرسش، به نوعی آداب رفتار اجتماعی فکر می کردند که مناسب افرادی باشد که فاصله طبقاتی یا ندارند و یا این فاصله کم است. زمانی که رفتار اجتماعی به حدی می رسید که با نزاکت وشایستگی برگزار میشد، آن زمان دیگر واشینگتن جوان آماده بود. بیخود نیست که پارسون ویمز این نکته را درست فهمید زمانی که نوشت: آن کسی احترام دیگران را به دست می آورد که خودبه همه احترام می گذارد.

این مجموعه در لینک های مختلف قابل دریافت است. به دلیل علاقه وافر به مسائل اجتماعی و اخلاقی، آن را ترجمه کردم. می دانم طولانی است اما تکه تکه کار کردنش هم لطفش را از بین می برد. به خوبی خود این طولانی بودنش را ببخشید.مطالب درون پرانتز از من است.

قوانین:5486

یکم: هر عملی در جمع، باید با حدی از احترام به دیگران که در جمع حضور دارند باید انجام شود.

دوم: هنگام حضور درجمع، دستان خود را به صورتی روی بدن خود قرار دهید که جایی از بدن شما را پنهان نکند و یا نپوشاند.

سوم: هیچگونه بی احترامی به دوستتان نکنید. (به بقیه احترام گذاشته و شرمسارشان نکنید.)

چهارم: در هنگام حضور در جمع، برای خود آهنگ نخوانید و زمزمه نکنید، پایتان را به زمین نکوبید و یا با انگشتتان ضرب نگیرید.

پنجم: اگر سرفه و یا عطسه کردید یا خمیازه کشیدید، آن را آرام و تا جایی که می شود مخفیانه انجام دهید. زمانی هم که مشغول خمیازه  کشیدن هستید، حرف نزنید. دستمال بر صورت بگیرید وپیش از این که دهان شما باز شود و تا پس از این که دهانتان بسته شود، دستمال را بر صورت نگه دارید.

ششم: زمانی که بقیه حرف می زنند، چرت نزنید. زمانی که دیگران ایستاده اند، ننشینید. زمانی که باید بگوش باشید، حرف نزنید. زمانی که دیگران ایستاده اند، قدم نزنید.

هفتم: زمان حضور در جمع، مواظب باشید لباس زیرتان دیده نشود. با لباس نامناسب و لباس راحتی، از خانه خارج نشوید.

هشتم: در زمان حضور در جمع و یا در حالی که کنار آتش هستید، آداب ایجادب می کند که به تازه وارد، جا بدهید. از حد متوسط هم بلندتر سخن نگویید.

نهم: در آتش تف نیاندازید و یا برای گرم کردن دستتان، به آتش نزدیک و دولا نشوید. پاهایتان را برای گرم کردن به آتش نزدیک نکنید به ویژه اگر غذایی روی آتش در حال پختن است.

دهم: در زمان نشستن، پاهایتان را به هم چسبانده و تکان ندهید. پاهایتان را باز نکنید و روی هم نیاندازید.

یازدهم: خود را از دید دیگران مخفی نکنید و در جمع ناخن هایتان را نجوید.

دوازدهم: در زمان حضور در جمع، دست یا پایتان را تکان ندهید، با چشمهایتان اطراف را وارسی نکنید، ابرو نیاندازید و دهانتان را باز نگه ندارید. اجازه ندهید آب دهانتان به صورت دیگران پرتاب شود و برای گفت وگو با دیگران، بیش از اندازه به صورتشان نزدیک نشوید.

سیزدهم: در حضور دیگران، پشه یا سوسک یا هرگونه جانور مضر را نکشید. به آرامی پای خود را روی آن گذاشته و بعد به آرامی پایتان را تکان دهید. اگر کسی مگس یا پشه ای را از روی لباس شما راند، از او تشکر کنید.

چهاردهم: پشت خود را به دیگران نکنید، به ویژه وقتی در حال گفت وگو هستید. در هنگامی که دیگران پشت میز مشغول خواندن و یا نوشتن هستند، ورجه وورجه نکنید. بر روی آن ها خم نشوید.

پانزدهم: ناخن هایتان را تمیز و کوتاه نگه دارید. بدون این که بیش از حد وقت بگذارید و وسواس به خرج بدهید، دستها و دندان هایتان را تمیز نگه دارید.

شانزدهم: لپ هایتان را باد نکنید، انگشتانتان، لب هایتان و یا ریش هایتان را نلیسید. لب هایتان را گاز نگیرید و دهانتان را باز و با بیش از حد بسته نکنید.

هفدهم: تعریف بیجا نکنید و با چیزی که نباید بازی کرد، بازی نکنید.

هجدهم: در حضور دیگران نامه یا کتاب و یا کاغذهایتان را نخوانید و اگر این کار ضروری است، اجازه بگیرید که بقیه را ترک کنید. تا زمانی که کسی از شما نگاه و یا نظر نخواسته، به کتاب یا نوشته دیگران نزدیک و یا خیره نشوید.

نوزدهم: در جمع ظاهری دلپذیر به خود بگیرید اما در گفت وگوهای جدی، سعی کنید عمیق باشید.

بیستم: حرکات ظاهری و رفتارتان باید مناسب جمعی باشد که در آن حضور دارید.

بیست و یکم: به هیچ یک از ضعف های خود و یا توانایی های خود اشاره نکنید.

بیست و دوم: از ناخشنودی دیگران خرسند نشوید، حتی اگر دشمنتان باشد.

بیست و سوم: زمانی که ناظر گناهکاری هستید که مجازات می شود، شاید در باطن خوشحال باشید اما همواره از زجر کشیدن دیگران، هرچند مجرم باشند، احساس تاسف کنید.

بیست و چهارم: در اماکن عمومی نه زیاد و نه بلند، قهقهه نزنید.

بیست و پنجم: از مخلصم چاکرم های زیاد در مراسم باید برحذر بود، هرچند اگر در محیطی نیاز به آن دیده می شود، نباید آن را فراموش کرد.

بیست و ششم: برای مردم صاحب جایگاه مانند نخبگان، قضات، روحانیون و از این دست، کلاه خود را به نشانه احترام از سر بردارید. شاید به لحاظ طبقه اجتماعی، اندکی سر خم کردن هم مناسب باشد اما به نشانه احترام به همنوع، ضروری است اما حتمن هم لازم نیست شما اول باشید. سلام دادن و سلام گفتن، باید به عنوان یک رسم اجتماعی همیشه حفظ شود.

بیست و هفتم: اگر کسی رفتار اجتماعی درستی نداشت و احترام به دیگران را رعایت نکرد، نباید باعث شود که شما هم همین رفتار را در پیش بگیرید. شاید طرف مقابل یک بار یا دوبار کوتاهی کند با این حال، رسم سلام گفتن را باید همیشه حفظ کرد به ویژه در مراسم و گردهمایی ها که باید رفتار مناسب اجتماعی، همیشه حفظ شود و از متشنج شدن محیط، خودداری شود.

بیست و هشتم: اگر در حالی که نشسته اید، کسی پیش آمد که با شما صحبت کند، از جا بلند شوید. حتی اگر این شخص، خصم شما باشد و اگر کسی هم نشست، اجازه دهید همه طبق رفتار اجتماعی طبقه خود، رفتار کنند.

بیست و نهم: اگر با کسی از افراد سرشناس اجتماع برخورد کردید، بایستید. به ویژه اگر در حال عبور از جایی هستید، اجازه دهید او قبل از شما رد شود و از در عبور کند.

سی ام: هنگام قدم زدن، برای احترام به شخص مقابل، او را سمت راست قرار داده و خود سمت چپ او قرار بگیرید. اما اگر سه نفر شدید، جایگاه وسط برای کسی است که از همه برتر است.

سی و یکم: اگر کسی به لحاظ سن، یا جایگاه یا موقعیت اجتماعی، از بقیه برتر بود اما حاضر نشد جایگاه خود را رعایت کرده و از شما می خواهد در جای او قرار بگیرید، حتی اگر خودش خیلی اصرار می کند، با خلوص کامل امتناع کنید و اگر مجبور شدید، فقط یک یا دو بار بپذیرید.

سی و دوم: اگر کسی در موقعیت اجتماعی هم عرض شماست، اما خواستید در منزلتان جای خودتان را به او تعارف کنید، او نباید قبول کند اما در صورت اصرار ممکن است بپذیرد. به هرحال نباید این رفتار نوعی از واکنش را به همراه داشته باشد که طرف لیاقت این جایگاه را ندارد.

سی و سوم: اگر در محل کار هستید و شما فرد جوان مجموعه حساب می شوید، همه همکاران باید به اندازه مساوی به هم احترام بگذارند. اگر هم نگذاشتند و فقط هوای هم را داشتند، این کار یک جرم عمومی محسوب نمی شود. (با این امر کنار بیایید و انتظار زیاد نداشته باشید.)

سی و چهارم: شایسته است که اجازه دهید در موقع سخن گفتن، طرف مقابل شروع کند. اگر طرف مقابل در جایگاه اجتماعی ما نیست (برتر است)، دیگر به هیچ وجه اجازه این کار را نداریم.

سی وپنجم: گفت و گو و برخورد خود با همکاران و افرادی که به اقتضای کار با آنها در تماس هستید را همیشه کوتاه و دقیق برگزار کنید.

سی و ششم: آنهایی که در طبقه اجتماعی پایین تر هستند،دلیلی ندارد برای نشان دادن احترام، مدام میهمانی بدهند و افراد طبقه بالاتر را دعوت کنند بلکه کافی است در موقع دیدار، ادب و احترام را به جا آورند و افراد طبقه بالاتر همیشه باید به شکل یکسان احترام دیگران را نگه دارند و نباید رفتار آنها حاکی از نخوت و تکبر باشد.

سی و هفتم: درهنگام گفت وگو با افراد زبده و برجسته و متشخص، به صورت آن ها خم نشده، خیره هم نشوید. به آن ها نچسبید و اجازه دهید فضای کامل شخصی خود را داشته باشند.

سی و هشتم: در هنگام بازدید از فرد بیمار، نقش پزشک را بازی نکنید و توصیه نکنید، به ویژه اگر تخصص آن را ندارید.

سی و نهم: هنگام نامه نگاری و یا گفت وگو با افراد، موقعیت، رتبه و لقب او را بر اساس آنچه به آن تعلق دارد ذکر کنید.

چهلم: با افراد بالاتر از خود مجادله نکنید و همیشه قضاوت و نظرخود را با تواضع و فروتنی وآرامش مطرح کنید.

چهل و یکم: به کسی در حوزه ای که خودش استاد آن است، توصیه نکنید و پیشنهاد ندهید. این رفتار تکبرآمیز است.

چهل و دوم: در جشن ها، مراسم و میهمانی ها، در موقعیت خود رفتار کنید که درست نیست در یک جا کسی دلقک باشد و در جای دیگر، شاهزاده.

چهل و سوم: در کنار کسی که بیمار است و یا درد می کشد، ابراز خوشحالی نکنید چرا که فقط درد و رنج طرف مقابل را بیشتر می کند.

چهل و چهارم: اگر کسی تمام زحمت خود را کشید اما موفق نشد، سرزنشش نکنید.

چهل و پنجم: در موقع توصیه و مشاوره دادن به دیگران، حواستان باشد که در جمع این کار را می کنید و یا بین خودتان. همیشه به یاد داشته باشید که با ملاطفت و ادب، مشاوره بدهید. (نه دستوری باشد و نه سرزنش آمیز).

چهل و ششم: توصیه های سرزنش آمیز را همیشه با سپاس و تشکر و در زمان و مکان مناسب و مقتضی مطرح کنید، اگر در همان زمان امکانش نبود، زمانی دیگر و مکانی دیگر آن را منتقل کنید.

چهل و هفتم: نه کسی را مسخره کنید و نه رفتار مضحکانه داشته باشید که بسیار رفتار زننده ای است. از دست زدن به کاری و یا تکرار حرکت و یا گفته ای که خودشما را به خنده می اندازد، خودداری کنید.

چهل و هشتم: زمانی که مشغول نقد کسی هستید، حواستان جمع باشد که خودتان مقصر قضیه نباشید. به یاد داشته باشید که رفتار بسیار رساتر از گفتار است.

چهل و نهم: از زبان آکنده از لعنت و یا تملق، دوری کنید.

پنجاهم: هنگامی که خبر بدی درباره کسی می شنوید، زودباور نباشید.

پنجاه و یکم: از پوشیدن لباس نامناسب، پاره شده و یا کثیف خودداری کنیدو هر روز یک بار لباس هایتان را وارسی کنید که تمیز و مناسب باشد.

پنجاه و دوم: در لباس پوشیدن، ساده پوش باشید و به رسم زمانه رخت بر تن کنید. مگر این که در شرایط خاصی یا جمع خاصی باشید که آن هم به رسم جمعی که در آن حضور دارید، لباس بر تن کنید.

پنجاه و سوم: در خیابان ندوید و خیلی هم آهسته قدم برندارید، دهانتان باز نباشد، دستهایتان را موقع راه رفتن تکان ندهید و در حال راه رفتن لگد نزنید یا چیزی با شوت کردن با خود نبرید. نه روی پنجه پا راه بروید و نه طوری راه بروید که انگار دارید می رقصید.

پنجاه و چهارم: لباس رنگ و وارنگ و شنبه چهارشنبه نپوشید. لباس خود را سِت کنید و کفشی برپا کنید که برازنده لباستان باشد و البته تمیز هم باشد.

پنجاه و پنجم: در خیابان و یا در جمع چیزی نخورید و یا در جایی که کسی چیزی نمی خورد.

پنجاه و ششم: اگر به نام و سابقه خود اهمیت می دهید، با افراد خوشنام و خوش فکر رفت و آمد کنید. آدم بهتر است تنها باشد تا این که معاشر بدی اختیار کند.

پنجاه و هفتم: هنگام قدم زدن با افراد، اجازه دهید آن ها در سمت راست شما باشند. اگر ایستادند شما هم بایستید و موقع رد شدن یا پیچیدن، اجازه دهید او اول این کار را بکند والبته شما به نرمی و رد حالی که رویتان به اوست، رد شوید یا بپیچید. اگر با مردی بالاتر از طبقه خود همراه شده اید، نه به موازات او و نه پشت سر او، بلکه کمی عقب تر از او حرکت کنید اما حواستان باشد که کماکان راحت بتواند با شما سخن بگوید. (مجبور نشود هی سرش را عقب بگیرد تا شما را پیدا کند.)

پنجاه و هشتم: اجازه دهید گفت وگو و محاوره تان بدون زبان بد، روایت تلخ و یا حسرت و حسد باشد چرا که منطق را از گفت وگوی شما دور کرده و احساسات کور را بر آن حاکم می کند.

پنجاه و نهم: از آنچه ناشدنی است یا هنوز تمام نشده، سخن نگویید. هیچگاه در پیشگاه خصمتان خلاف قاعده ی ِ اخلاق عمل نکنید.

شصتم: هیچگاه دوستانتان را مجبور نکنید اسرارشان را برملا کنند. (بهتر است برخی چیزها مخفی بماند.)

شصت و یکم: در محضر بزرگان، جلف و سبک سخن نگویید. در میان افرادی که آگاهی کمی دارند، پرسش های دشوار مطرح نکنید یا از چیزهای غیرقابل باور حرفی به میان نیاورید. چه در میان بزرگان چه در میان افرادی در حد خودتان، سخت و خارج از قاعده حرف نزنید.

شصت و دوم: سرغذا، حرف های بیهوده نزنید، حرف های غم و غصه و زخم و مرگ به میان نیاورید. اگر دیگری هم چنین حرفی به میان آورد، موضوع بحث را عوض کنید. هیچگاه از رویاهایتان نگویید، مگر به دوستان نزدیکتان.

شصت و سوم: هیچگاه به برتری ها، صفات مثبت، دستاوردها و خصوصیات خود مغرور نشوید.

شصت و چهارم: از خندیدن در حالی که بقیه نمی خندند، خودداری کنید. بدون دلیل نخندید چرا که هرکسی پیش خود دلیلی برای آن پیدا می کند.

شصت و پنجم: تند و خشن و نیش دار حرف نزنید، حتی اگر این حرف، سخنی صادقانه باشد و حتی اگر همه چیز برای گفتن آن فراهم آمده باشد.

شصت و ششم: سریع به کسی نزدیک نشوید اما دوستانه وبااحترام باشید. آنکه اول سلام می دهد و جواب می گیرد، دلیلی ندارد دیگر محزون باشد و از گفت وگو کناره بگیرد.

شصت و هفتم: نه از دیگران طلب کنید و نه به آنها فرمانروایی.

شصت و هشتم: جایی که منتظر شما نیستند یا خوشآمد نمی گویند، نروید. تا از شما نپرسیده اند نه نظر بدهید و نه پیشنهاد.

شصت و نهم: در میان بحث و مجادله، طرفداری یک طرف را نکنید، موضع خودتان را داشته باشید و اگر بدون نظر بودید، از نظر جمع پیروی کنید.

هفتادم: اگر در جایگاه آن نیستید، هیچگاه بقیه را اصلاح نکنید و اشتباهاتشان را گوشزد نکنید.

هفتاد و یکم: به علامت و یا زخم های دیگران خیره نشوید و نپرسید که از کجا آمده است. قرار نیست حرفی که به دوستان نزدیک خود می زنید، همه از آن باخبر شوند.

هفتاد و دوم: در میان جمع همزبان خود، از زبان دیگری برای گفت وگو استفاده نکنید.

هفتاد و سوم: قبل از سخن گفتن، درست فکر کنید. حروف و واژه ها را درست تلفظ کنید. با لکنت و فکر زیاد سخن نگویید. آرام و به ترتیب و شمرده سخن بگویید.

هفتاد و چهارم: وقتی کسی با شما صحبت می کند، گوش کنید و حرفش را نه قطع کنید و نه اصلاح. تا زمانی هم که حرفش تمام نشده، به پرسشی جواب ندهید.

هفتاد و پنجم: در میان بحث و گفت وگو، اگر به دلیل پرسشی که شما مطرح کردید بحث متوقف شد، با متانت خواهش کنید که طرف مقابل به گفت وگوی خود ادامه دهد. اگر در حال بحث هستید و کسی از راه سر رسید، بهتر است خلاصه ای از گفت وگویی که گذشته است را به اطلاع او هم برسانید.

هفتاد و ششم: اگر در حال گفت وگو با کسی هستید، از انگشتان خود استفاده نکنید و به او اشاره نکنید. به کسی که با او در حال بحث هستید، نزدیک نشوید به خصوص توی صورتش نروید.

هفتاد و هفتم:در میان جمع برای صحبت درباره ی کار، وقت شناس باشید. (همیشه وقت مناسبی برای بحث های کاری نیست.) وقتی در جمعی هستید با بقیه درگوشی صحبت نکنید.

هفتاد و هشتم: وقتی در میان جمعی هستید، خود را با بقیه مقایسه نکنید.

هفتاد و نهم: اگر از همه زوایای یک مسئله مطلع نیستید، درباره آن حرف نزنید. همیشه با ذکر ماخذ سخن بگویید اما به هوش باشید که اسرار دیگران را برملا نکنید.

هشتادم: در میان بحث و یا اگر کسی برای شما مشغول خواندن چیزی است، خود را به نارضایتی و کلافگی نزنید، مگر این که بدانید طرف مقابل از آن ناراحت نمی شود.

هشتاد و یکم: به مسائل و امور مردم کار نداشته باشید و در کار آنها دخالت نکنید و از آن حرف نزنید.

هشتاد و دوم: اگر از عهده ی کاری برنمی آیید، آن را قبول نکنید. همیشه به عهد خود پایبند باشید.

هشتاد و سوم: وقتی وظیفه ای را به عهده می گیرید، با آن احساسی برخورد نکرده و در کار محتاط باشید. هر آنچه از شما خواسته شده، انجام دهید.

هشتاد و چهارم: وقتی مقام بالاتر از شما مشغول گوش دادن به کسی است، نه فال گوش بایستید، نه میان حرفشان بدوید و نه به آن بخندید.

هشتاد و پنجم: در میان جمعی که از شما سرتر هستند، سخن نگویید مگر این که از شما چیزی بپرسند. از جا برخیزید، کلاه از سر بردارید و خیلی کوتاه پاسخ گویید.

هشتاد و ششم: در هنگام اختلاف نظر، به بقیه هم این اجازه را بدهید که دیدگاه خودشان را مطرح کنند. اجازه دهید قاضی این مباحثه، حرف همه طرف ها را گوش کند. اگر هم با قاضی طرف هستید که حتما اجازه بحث را به همه بدهید.

هشتاد و هفتم: مرد زندگی خود باشید و راه خود را بروید. با هر ایراد و تناقضی راه خود را عوض نکنید.

هشتاد و هشتم: در هنگام بحث، ابراز خستگی و کلافگی نکنید، بیراهه نروید و از موضوع بحث منحرف نشوید. سعی کنید مدام از یک نوع روش مباحثه استفاده نکنید.

هشتاد و نهم: پشت سر کسی که در جمع حضور ندارد، بدگویی نکنید که کاری بسیار توجیه ناپذیر است.

نودم: در میان جمع سرفه، عطسه، تف نکنید و دماغ خود را نگیرید. مگر این که ضروری باشد.

نود و یکم: از میز غذایی که چیده اید زیاد تعریف نکنید، با حرص غذا نخورید، نان را با کارد ببرید (با دست پاره نکنید) روی میز خم نشوید و از غذا ایراد نگیرید.

نود و دوم: با کاردی که به غذا آغشته است، نه نان ببرید و نه از ظروف دیگر با آن نمک یا افزودنی دیگری بردارید. (کارد ِ آغشته به غذا را وارد هر ظرفی روی میز نکنید.)

نود و سوم: شایسته است که سر میز، به بقیه غذا تعارف کنید. اگر صاحبخانه راضی نیست، به کسی در خوردن غذا کمک نکنید.

نود و چهارم: اگر نان را در خورش می زنید که به دهان بگذارید، آن را به اندازه ای بردارید که اندازه دهانتان باشد. (لقمه بزرگ برندارید.) اگر غذا داغ است، آن را فوت نکنید، بلکه صبر کنید تا به تدریج سرد شود.

نود و پنجم: غذا را با کارد به دهان نگذارید. تفاله و یا دانه های میوه ای که می خورید را در بشقابتان تف نکنید و یا زیر میز نیاندازید.

نود و ششم: انگشتانتان را تا جایی که می شود تمیز نگه دارید. اگر کثیف شد، با گوشه دستمال سفره، تمیز کنید.

نود و هفتم: تا وقتی لقمه ای را نجویده و فرو نداده اید، لقمه ی دیگر به دهان نگذارید. آنقدر هم غذا به دهان نگذارید که مجبور شوید دهانتان را زمان جویدن بیش از حد باز و بسته کنید.

نود و هشتم: با دهان پر حرف نزنید. در حال نوشیدن هم به لیوانتان خیره نشوید.

نود و نهم: در هنگام نوشیدن، نه لذت فراوان ببرید ونه ابراز کلافگی کنید. پس و پیش از نوشیدن، دهان خود را با دستمال پاک کنید. با صدای بلند نفس نکشید که کار درستی نیست.

صدم: با دستمال سفره و یا کارد، دندانهایتان را پاک نکنید. اگر بقیه این کار را کردند، به آن توجه نکنید.

صد و یکم: دهان خود را در حضور دیگران نشویید.

صد و دوم: در هنگام غذا خوردن لازم نیست که مدام صحبت کنید. لازم هم نیست که مدام به سلامتی دیگران بنوشید.

صد و سوم: در میان بزرگان، به گونه ای غذا بخورید که زمان آن بیشتر از زمان غذاخوردن آنها نباشد. روی میز یله نزنید و فقط دستانتان را روی میز بگذارید.

صد و چهارم: سر میز غذا، وظیفه بزرگتر است که کارد برداشته و گوشت ببرد. حال ممکن است با چالاکی این کار را انجام دهد و یا این که وقت صرف کند.(این وظیفه برعهده اوست.)

صد و پنجم: سر میز غذا، به هردلیلی که باشد، عصبانی و خشمگین نباشید و اگر هم هستید آن را نشان ندهید به ویژه اگر در حضور غریبه هم باشد. سرزنده باشید و خوشحال که یک فضای خوب و شاد می تواند یک بشقاب غذا را به یک جشن تبدیل کند.

صد و ششم: در جایگاه اول میز که جای صاحبخانه است، ننشینید و حتی اگر به شما تعارف یا اصرار کردند، نپذیرید. هیچگاه باعث ناخرسندی دیگران نشوید.

صد و هفتم: اگر بقیه در حال صرف غذا حرف می زنند، به حرف آن ها گوش بدهید و توجه کنید اما هیچگاه با دهان پر، حرف نزنید.

صد و هشتم: اگر صحبت از پروردگار می کنید، با جدیت و تکریم سخن بگویید. همیشه از والدین خود، بدون توجه به وضع مالی و یا جایگاه اجتماعی آنها، با احترام یاد کنید.

صد و نهم: کارهایی کنید که مفید و سودمند باشد و نه گناه و صدمه و ضرر و زیان.

صد و دهم: همیشه کار کنید تا آن نفس و دم ِ الهی که نامش وجدان است را زنده نگه دارید.

AALR001148