هفت رنگش می شود هفتاد رنگ*

بدست KT

بعضی وقت ها برای گرفتن بعضی کارها، به شما گفته می شود که به دکتر مراجعه کرده و گواهی سلامت بیاورید. برای این که مشخص شود از سلامت کامل جسمی برخوردار هستید و برای آن کار خاص، نیاز هست که در سلامت کامل باشید. بعضی شغل های حساس مانند خلبانی که نیاز به سلامت دائم و کامل دارد. به هر حال، کار پسندیده ای است که هر کسی همیشه از سلامت جسمی خود با خبر باشد.

اما سلامت روحی و روانی چطور؟ این مسئله ای که همیشه پنهان است می تواند به ضرر تمام شود اما به ضرر چه کسی؟

برای برخی شغل ها، کماکان گواهی سلامت روانی هم مهم است. در اروپا، برای گرفتن گواهینامه رانندگی ماشین های سنگین یا همان پایه یک خودمان، یکی از بخش های امتحان، تایید سلامت روحی و روانی است.

بخش دیگر و مهم تر این مسئله، شناختی است که آدمی از خود به دست می آورد. برای مثال همه ما کم و بیش با تلورانس آگاه هستیم. شما اگر برای کنترل قند و یا چربی خون به دکتر مراجعه کنید، پزشک بعد از معاینه و آزمایش می گوید برای مثال، قند خون باید در حد فلان تا فلان باشد و قند خون شما در حالت متعادل است اما سعی کنید قند کمتر استفاده کنید. یعنی این که الان خطری متوجه شما نیست چون در مرز تلورانس هستید اما اگر این مقدار بیشتر رفت، دیگر در حد هشدار نیست و باید برای آن کاری کرد.

خیلی از مسائل روحی و روانی هم مشمول همین قضیه هستند. غیر از این که یکی از مهم ترین کار افراد بشر در زندگی این است که شناخت خوب و کاملی از خود داشته باشند، بهتر است همگی از سلامت روحی و روانی و حدود آن مطلع باشند. همه ما به لحاظ جسمی، حواسمان کم و بیش به خودمان هست. اگر از ناحیه ی دست یا کتف مثلا مشکلی داریم، حواسمان را جمع می کنیم که آن درد بیشتر نشود. اما چقدر از آسیب های روحی و روانی خودمان مطلع هستیم؟

برای مثال، بای پولار، Bipolar یک عارضه است که با درصد های مختلف در میان افراد دیده می شود. افرادی که از حال خوب ناگهان به حال بد می افتند و برعکس. قابل درمان و کنترل است و حتی برخی مواقع به هورمون هایی در بدن بازمی گردد که به راحتی قابل کنترل است. یا افسردگی یا همان Depression که از شایع ترین عوارض روحی و روانی است. علائم آن مشخص است و درمان آن هم مشخص.

از این دست بسیاری از عوارض دیگر هم هستند. نمی خواهم به پزشک متخصص مراجعه کنیم و نترسیم که به ما بگویند دیوانه، می خواهم بگویم شناختن عوارض و وضعیت روحی و روانی، یک امر اساسی و مهم برای شناختن خود ما است. خیلی از ما عادت داریم با وصله های اجتماعی و سنتی، خود را شناخته و یا خیلی مواقع پشت آن ها پنهان شویم. من زودرنج هستم، فلانی پرخاشگر است، این یکی حساس است، آن یکی قاطی دارد.

مسئله مهم این است که اگر از ضعف های خود مطلع باشیم، زندگی اجتماعی سالم تری خواهیم داشت و روابط بهتری هم داریم. اگر مطلع باشیم که دچار مثلا ترانسندنس هستیم، به ما توصیه می شود و یا راهکارهایی هست که در جامعه و در رفتار های شخصی چگونه باشیم و از چه رفتارها و یا محیط هایی دوری کنیم.

توجه کنید که اگر کسی مشکل نارسایی قلبی دارد و برود در یک بازی سنگین ورزشی شرکت کند، یا کم می آورد که در رفتار های تیمی او مشکل ساز می شود یا این که دچار ضایعه می شود و خیلی ها را با دردسر روبرو می کند.

در نتیجه داشتن اطلاعات دقیق از وضعیت روحی و روانی نه تنها به اجتماعی که در آن هستید کمک می کند، که یک نقشه مناسب هم دست خود شما می دهد که با چه مسئله ای درگیر هستید و چگونه می توانید رو به بهتر شدن بروید. باز هم تاکید می کنم این مسئله اصلا برچسب نیست. به جای این که بگذاریم بقیه پشت سر ما به ما برچسب بزنند، بهتر است از علم کمک بگیریم. لازم هم نیست اعلام عمومی بدهید، همین قدر که خودشما از آن اگاه باشید از همه مهم تر است.

یک عارضه مهم دیگر، ضعیف بودن حافظه کوتاه مدت است. بعضی با شدت و ضعف های مختلف به این عارضه دچار هستند و خیلی ساده می گویند یادم رفت یا فراموش کردم اما دقت نمی کنند که زندگی اجتماعی آن ها به دلیل این مسئله دچار مشکل می شود.

در نتیجه، برای سلامت خودمان و برای زندگی بهتر و یک نظام مناسب تر اجتماعی، بهتر است به جز سلامت جسمی، از سلامت روحی خود هم مطمئن باشیم. این نه فقط برای خود ما خوب است که در زندگی اجتماعی ما بسیار تاثیر دارد و می توانیم به بهترین شکلی زندگی اجتماعی خوبی داشته باشیم.

*عنوان این مطلب از شعری است از فریدون مشیری:

گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ، هفت رنگش می شود هفتاد رنگ.

پیشنهاد می شود:

همه با هم همیشه به سمت خوب بودن و بهتر بودن حرکت کنیم.

42-21250137