مخاطب فیلم «روزهای سبز»

بدست KT

فیلم مستند حنا مخلمباف در جشنواره ونیز به نمایش درآمد، جایزه شجاعت گرفت، بی بی سی فارسی هم لطف کرد نشانش داد. بحث هایی هم بعد از آن درباره ی ِ فیلم درگرفت. چند نکته به نظرم رسید که درباره ی این فیلم و نقدهایی که به آن می شود، بگویم:

فیلم خوب است. چرا؟

یک سابقه ی آرشیوی خوب است. از فیلم هایی که جسته و گریخته در سایت ها و بلاگ ها و شبکه های تلویزیونی به نمایش درآمده بود. می توان خطی که این روزهای پرالتهاب ایران را رقم زد، را حفظ کرد و نگه داشت.

خط داستانی مشخصی دارد. هرچند بار دراماتیک سعی شده به آن داده شود، اما خط داستانی آن مشخص است. زوایای انتخاباتی که برای همیشه جامعه ایران، به ویژه ایران پس از انقلاب را تغییر داده و می دهد.

بحث زمان خیلی مهم است که این فیلم توانسته از پس آن بربیاید. در این فاصله ی کم پس از انتخابات و در جشنواره ای به این اهمیت، بسیار بزرگ است که فیلمی این چنینی از ایران پس از انتخابات باشد. حکایتی از آنجه بر مردمان ایران زمین گذشت. هر چند ناقص، هر چند الکن، اما به موقع است. ما نیاز به روایت بیشتر و بیشتر داریم اما این شروع خوبی است و زمان آن هم بسیار مناسب است.

فیلم بد است. چرا؟

خطوط داستانی اضافی دارد. صحنه های تئاتری و به اصطلاح مستند پایاپای هم نیستند. زبان بازیگران آزارنده است، بازی ها جانیفتاده است،بیش از حد ملودرام به آن تزریق شده، شعار زیاد می دهد، با پیش فکر و پیش فرض های زیاد، به شعور مخاطب توهین می کند. دیالوگ های مخملبافی – شعار زدگی بیش از حد – در فیلم موج می زند.

اما یک مسئله. مخاطب این فیلم کیست؟ هر چند حنا مخملباف، به مردم ایران فیلم را تقدیم می کند، اما این فیلم برای مردم ایران نیست. مردم ایران شاید خیلی خیلی خیلی زوایای مختلفی دارند و حرف های دیگری که دلشان می خواهد فیلمی این چنینی، بگوید و بازگو کند. مخاطبان خارجی این فیلم را می پسندند چون آن ها که از ایران هیچ نمی دانند و یک دفعه با یک عالمه اخبار پس از انتخابات روبرو شده اند، دستگیرشان می شود که حکایت چیست، چه بوده و چه گذشته است.

برای مخاطب ایرانی، این فیلم ناقص و ناکافی است. برای مخاطب خارجی، خوب و رسا است. اما به هر حال، تلاشی است که باید آن را اجر نهاد و از آن تقدیر کرد. آن هم در حالی که در دنیای رسانه های سرتاسر دروغ و بهتان داخل کشور، گرفتار هستیم.

pino