تا کربلا راهی نیست

بدست KT

محرم ها که سر می رسد، رادیو و تلویزیون و در و دیوار می شود قصه عاشورا و قصه کربلا و مظلومیت حسین. خیلی وقت ها، شاید خیلی ها قضایای کربلا را در غیر از زمان محرم به یاد نیاورند اما خوب این روزها هم روزهای بیخودی نیست. به قول یک سکانس  فیلم روز واقعه – فیلمنامه درخشان بهرام بیضایی و فیلم خوب شهرام اسدی – که عبدالله، نصرانی تازه مسلمان شده به دنبال کربلا است و کسی از او می پرسد: کجا می روی؟ عبدالله هراسان بر روی اسب و در حال جست و جو می گوید: شنیده ام در نینوا مسیح را به صلیب می کشند.

این هایی که این روزها از ولایت و مصلحت نظام و این ها سخن می گویند، در عالمی سیر می کنند که انگار زمان در آن حرکت ندارد و به آن نور هم نمی تابد. همین سی سال پیش بود که همین اعترافات هم در زمان شاه از تلویزیون پخش می شد. همیشه هم این گونه و با همین فرمول بوده و پخش شده است. مسئله جالب،تکنیک های پوسیده ای است که استفاده می شود و البته فکر می کنند هیچ کس از آن خبرندارد. سی سال پیش، یک انقلاب ایران بود و یک رادیوی بی بی سی و بس. حالا، عصر ارتباطات و اطلاعات است. نمی شود خفقان را این گونه ایجاد کرد مگر از نوع برمه ای یا کره شمالی اش.

شکنجه سیتماتیک – هدفمند –  در ایران پس از انقلاب، بیشتر در مورد اعضای سازمان مجاهدین اجرا شده بود. شکنجه ی ِ کلاسیک، همان نظام ناخن کشیدن و دندان شکستن و تجاوز کردن و دریدن و تخم مرغ داغ در م ق ع د فرو کردن و این هاست یا همان تکنیک های آگاهی که در مورد افراد خانواده دار انجام نمی شود. بیشتر این شکنجه های کلاسیک، کماکان در آگاهی و بعضی اداره های اطلاعات برای افرادی است که صدایشان به جایی بند نیست و یا آن قدر می ترسند که تا آخر عمر نه از ان حرف می زنند و نه شکایت می کنند. مانند بسیاری از اجسادی که این روزها تحویل خانواده هایشان شده و از رحم و م ق ع د دچار پارگی شدید شده که البته یک معنای خاص دارد. و البته خانواده هایشان ترسیده اند و حتی حاضر نیستند درباره آن سخن بگویند.

در مورد افراد شاخص، شکنجه های کلاسیک استفاده می شود. شکنجه کلاسیک عبارتست از روش هایی که قابل تعقیب نیست و یا ردیابی آن خیلی دشوار است. مانند شکنجه سفید که طرف را سرتاپا سفید می پوشانند و در اتاقی سفید با نور مهتابی و بدون پنجره زندانی می کنند و غذا هم شیر و ماست و برنج سفید به او می دهند. شاید شکنجه به نظر نیاید اما بعد از چند روز توهم و ضعف شدید فرد را از پا در می آورد.

یا استفاده از دارو هایی که با داورهای دیگر بی اثر شده و اثری هم در خون باقی نمی گذارند و یا دوره زمانی مشخص چهل روز و یا دوماهه دارند. در این روش ها کتک زدن لازم نیست بلکه با سرم های غذایی و خوراکی و یا تزریق، موادی به بدن وارد می شود که شوک ها ناگهانی، سر درد های مزمن، بدن درد شدید و یا حالت تهوع طولانی مدت به همراه دارد. به محض این که فرد به شوک پایانی فرومی رود، داروی مقاوم تزریق شده و طرف به حالت عادی باز می گردد.

برای اعضای سازمان مجاهدین – طبق اسنادی که از بند معروف به توحید در مرکز اسناد انقلاب هست، مخلوطی از شکنجه کلاسیک و سیستماتیک استفاده می شده و به ویژه در زمان اعدام های سراسری سال های 67 و 68. حالا این روزها، این روش ها در مورد بیشتر افراد استفاده می شود. از آن کسی که هیچ کس ندارد تا کسانی که در این انقلاب و نظام برای خود کسی بودند. چرا؟

برای کشتن حسین، او را اول نافرمان نامیدند. بعد تهدیدش کردند. بعد از شریح قاضی حکم گرفتند که از دین خارج شده، بعد صحنه سازی و پروپاگاندا کردند که ریختن خون پسر رسول خدا، قبح نداشته باشد. بعد یارانش را ترساندند تا او را ترک کنند. نماینده اش را در کوفه آن چنان کردند و بعد خودش را بیرحمانه و جلادانه کشتند.

کسی هست که این روزها به شدت یادآور یزید است. یزید در جوانی شاعر پیشه بود، دلش می خواست هنرمند و روشنفکر باشد. بوزینه داشت و برایش شعر هم می گفت. بعد هم شد خلیفه مسلمین. «آغایی» بود برای خودش، یزید.

42-21664904