کروبی فقط «طلب» است، میرحسین «اصلاح طلب»

بدست KT

طرفداران کروبی که البته طرفدارش نیستند اما این روزها دور و برش می پلکند تا از او نردبانی درست کنند، دست به ترفند تازه ای زده و می گویند تلاش ما این است که کروبی و میرحسین به دور دوم بروند تازه بعد بنشینیم دعوای انتخاباتی کنیم که البته این روایت مانند این است که تومور سرطانی بیماری را بیرون بیاورند و بعد بگویند حالا به جای این که پزشک این بیمار را عمل کند، بگذاریم پرستار بخش عمل کند، بعد تصمیم می گیریم که چه کسی بخیه پایانی کار را بزند.

طرفداران کروبی حاضر نیستند نیت واقعی خود را ابراز کنند و عذر بدتر از گناه می آورند. برای حافظه ضعیف دوستان کروبی که این روزها ملت را تحت تاثیر قرار می دهند چند نکته گفتنی است:

میرحسین از زمان قبل از انتخابات دوم خردادو پیش از محمد خاتمی حتی، امید کسانی بوده که خواهان تغییر بودند. آن زمان نه اوبامایی بود که از اون چنج و تغییر به عاریت گرفته شود و نه هنوز خاتمی آمده بود که واژه اصلاح طلبی بیاید. برای حافظه تاریخی، توصیه می کنم به روزنامه همشهری آن زمان و آفتابگردان آن زمان مراجعه کنید که ببینید همین آقای کرباسچی چند نامه از قول کودکان و یتیمان و فرزندان شهدا در این که ای میرحسین چرا نمی آیی، چاپ کرد.

دوستان کروبی حتمن همین چهار سال پیش را یادشان نرفته، که کروبی در میان نامزدها بود و از قضا شعارهایش همین هایی بود که الان هست نه اما به این هپروتی که این روزها مطرح می شود. یکی از این افرادی که حالا دور کروبی را گرفته اند، آن زمان دو ریال هم خرجش نمی کردند. چه اگر بحث و حرف بر سر کاندیداتوری دکتر معین بود و برخی او را گزینه مناسب نمی دانستند، اما همان زمان اصلاح طلبان واقعی پشت دکتر معین بودند. زمانی هم که کروبی به قول خودش به خواب اصحاب کهف فرو رفت، کسی از این جماعتی که امروز زیر عبایش تارعنکبوت می بافند، صدایشان در نیامد و شاید حتی خوشحال هم بودند.

زمانی که کروبی حزب زد، هیچکدام سراغش نرفتند. کروبی در این چهار سال یک روزنامه داشته که سه تیم را خانه خراب کرده و با بدترین شکل با آنها رفتار کرده است. با سلام صلوات کسری نوری را آورد و به آن شکل کنارش گذاشت، بعد هم که برو بچه های حزبش خواستند روزنامه را بگیرند که نشد، بعد شکوری آمد که نشد بعد هم که این تیم فعلی که انگار به زور صد محافظه کار افراطی، دارد به زور یا همه را طرفدار کروبی می کند و یا از کار بیکار.

کروبی زمان مجلس از واژه اصلاح و اصلاحات و اصلاح طلبی فراری بود. هیچ وقت خودش حاضر نبود خود را اصلاح طلب بنامد، حالا هم نمی گوید، این مگس های دورش هستند که به زور می خواهند از او اسوه اصلاح طلبی بسازند.

درس نمی گیرم چرا، نمی دانم. رفته بودم چند وقت پیش مرکزی که کارش تحقیق روی نظام های سیاسی دیکتاتوری (Totalitarian Regimes) بود. این مرکز اسناد و آمار نظام های سیاسی سرکوبگر مانند آلمان نازی و یا حکومت موسولینی یا کمونیستی شوروی را بررسی می کند. و سر در آن جمله ای بزرگ نوشته شده بود که ساعتی خشکم کرد و مرا به فکر واداشت:

 

Those who don’t know their past are bound to repeat it

ملتی که تاریخ و گذشته خود را نداند، مجبور به تکرار آن است.

کمی درس بگیریم، کمی سعی کنیم از دور قضایا را ببینیم. آن که از میدان باید بیرون رانده شود احمدی نژآد است و آن که در این میان غضنفر و ستون پنجم است، کروبی. کروبی از اصلاح طلب، فقط طلب آن است و اصلاح طلبی راستین، نماد آن خاتمی است و حالا میرحسین موسوی.

totalitar