کمپین کروبی و دکتر فاوست

بدست KT

خواستم مطلبی با این عنوان بنویسم که «دکتر فاوست در کمپین کروبی» دیدم بی حرمتی عظیمی است به فاوست و گوته و شیطان. کمی فکر بیشتر نشان داد که قضیه آن قدر ها هم بزرگ نیست، کمی مرتبط به مطلب قبلی است به همراه نزول صفات مثبت و ارزش ها و اعتقادها.

کروبی متفکر نیست. مرد عمل هم نیست. معمم هست اما مذهبی هم نیست. یعنی سابقه ای که نشان دهد مثلا از میرحسین موسوی یا خاتمی یا حتی از احمدی نژاد، (که سابقه استانداری و یک دوره ریاست جمهوری دارد، منظور کار اجرایی دولتی executive است و ریاست مجلس را شامل نمی شود) بیشتر کار اجرایی کرده ندارد. متفکر نیست چون به اطرافیانش وابسته است و هر که به او نزدیکتر باشد می تواند بهتر حرفهایش را در دهانش بچپاند. مثال آن کمپین قبلی انتخابات بود و پوپولیست هایی که به او گفته بودند ملت را می شود خرید و پیشنهاد پنجاه هزار تومن یا همان یک کروبی را در دهانش گذاشته بودند. غافل بود که رفیق دیگری خز این کار است و دارد راه را می رود. مثال دیگرش بحث تلویزیون راه انداختن و منم منم کردنش بود که هر طور شود راه می اندازم که گویا خواسته بودندش و گوشش را پیچانده بودند و دیگر بیخیالش شد.

کروبی دغدغه ای اگر دارد، در حد افرادی است که به او مراجعه می کنند. کسانی که کاری و گرفتاری دارند، به کروبی مراجعه می کنند و گویا تا جایی که بتواند کار همه را راه می اندازد. حالا سوال این است، اگر رییس جمهوری شد چه؟ شاید درد همه را دوا کند. پاسخ این سوال منفی است چرا که ریاست جمهوری کار با قوای دیگر و قوانین است -اگر حداقل حکمرانی عقلانی و قانونی و کمتر دیکتاتوری مانند احمدی نژاد- را در نظر بگیریم. شیخ حالا با پول هایی که دارد و روابطش مشکل تعدادی را حل می کند اما اگر بخواهد بودجه را به این کارها اختصاص دهد، همین احمدی نژآد بهتر از او این کار را انجام می دهد.

کروبی دغدغه فرهنگ ندارد. تمامی فرهنگ او همین روزنامه اعتماد ملی است و افرادی که گرد خود جمع کرده است. شیخ فکر می کند چون وقتی عصبانی می شود یا به قولی قاط می زند هیچ کس جلودارش نیست، فکر می کند می تواند مملکت را هم این گونه اداره کند. شیخ نمی داند که وقت هایی که قاط می زند، چون در محدوده کوچک خودش است و عصبانیتش به نفع نظام تمام می شود کسی کار به کارش ندارد اما اگر دولتش مشکل پیدا کرد کمتر می توان محتمل بود جای معلق بازی هم به او بدهند.

کروبی حزبی تشکیل داده که چهره شاخص ویژه ای ندارد. تمامی افرادی هم که جمع کرده در حال حاضر، مصداق مگسان دور شیرینی هستند. روزی که برای ثبت نام رفته بود، سه تا به قول خودش کله گنده برده بود که هیچ یک نه در حزب او هستند و نه در رکابش. ابطحی، عبدی و جمیله کدیور. شیخ فکر نمی کند این ها که همگی از زیر ردای خاتمی درآمدند حالا آن جا چه می خواهند. فکر می کند شاید ارادت برایش می ترکانند.

دست آخر این که کروبی فکر می کند احمدی نژآد، بوش ایران است و همان طور که اوباما به دلیل ریاست جمهوری بوش رای آورد، او هم الان بهترین گزینه است. نه، به قولی خواب دیدید، خیر باشد. بوش هم دو دوره اش را تمام کرد و رفت.

و بالاخره، کروبی اگر مصلحت گرا بود، یکصدا با خاتمی می رفت پشت میرحسین تا شر این ضحاک را از سر این سرزمین کم کند و نه این که مانند ماهی پیرانا عمل کند.

چقدر خاتمی هر روز بزرگ و بزرگ تر می شود و ارزش و بزرگواری اش بیشتر. درود بر سید محمد خاتمی که میان این افراد گیر کرده اما کماکان خودش است.

یک چیز دیگر: چقدر در سکرات هستند این تیم در قمار و معامله بر سر ثمنی بخس که سروش از کروبی حمایت کرده است. اما سرمایه سیاسی جناح اصلاح طلب خاتمی است و او پشت سر میرحسین.

mindless