همه با هم بخوریم

بدست KT

انتخابات فرصت طلایی و درخشانی است برای بخور بخور. به قول معروف، سفره ای پهن است و ملت بر سر آن گرفتار. برای مردم عادی، دغدغه انتخابات آینده برای زندگی بهتر است. برای روشنفکران، فضای بهتر برای کار، در اداره ها و وزارتخانه ها هم که همه چیز دو ماه مانده به انتخابات متوقف می شود یا بهتر بگوییم، همه چیز تعطیل می شود تا مشخص شود چه کسی و چه تیمی قرار است سرکار بیاید.

اما در فضای سیاسی و مطبوعاتی، بهترین فرصت برای «زدن به بدن» است. همه در حال قیمت گذاری و درخواست پول هستند. زمانی خط و اعتقادها بر اساس پنجاه درصد منافع شاید بود و پنجاه درصد اعتقادات (شاید در بهترین حالت) و حالا این روزها همه چیز برای چهارسال و صد در صد منافع برنامه ریزی می شود.

این انتخابات اخیر و ریاست جمهوری که در پیش رو داریم، علی القاعده باید بیشتر از آن چه برای محمد خاتمی ائتلاف و همراهی و یکدلی به همراه داشت، داشته باشد. پاک کردن تاریخ ایران از رییس جمهوری و تیمی که از بدترین های تاریخ معاصر ایران هستند باید اظهر من الشمس تر از اینی باشد که هست، اما گویا طمع و حرص آنقدر فراگیر شده که امکان دید عقلی به بعضی نمی دهد.

مثال بارز آن، افرادی هستند که روزی اطلاح طلب و گردن چاک جنبش اصلاحات بودند و حالا دور خم رنگ رزی شیخ کروبی جمع شده اند. روزنامه نگاران و روشنفکرانی که رساله می نوشتند و حکم می دادند، حالا در  کمپین دیگری برای پست و مسوولیت های آتی خود نقشه می کشند. روزگاری بی شرمی یک نوع دشنام بود. دیگر این روزها گویا فضیلت است.

با دیدن این افراد می گویم خوب شد که میر حسین چهارسال پیش در انتخابات شرکت نکرد که اگر شرکت کرده بود، چه افرادی که می خواستند از سروکولش بالا بروند و مدام به او گوشزد کنند که هر چه دارد از جنبش اصلاحات دارد.

همین ابطحی که روزی نبود که لغزی برای خاتمی نخواند و آه نکشد که آی و وای که چرا خاتمی باید بیاید، حالا به اردوگاه کروبی رفته است. غضنفری که غیر از طمع قدرت به هیچ چیز نمی اندیشد. و مانند آن تیم روزنامه نگارانی و نظریه پردازانی که حالا به آن سو رفته اند.

مشکلی نیست، اتفاقی نیفتاده، همین ایران خودمان است و همین طور که همیشه بوده. دعوت و اعلان آن هم رسمی است و برای همه: بیایید همه با همه بخوریم.

vulture_crew