«مرگ ارزان»، این جا ایران است

بدست KT

پنجشنبه است. بیست و سه آوریل. روی خروجی خبرگزاری ها خبر می آید:«حمله به کاروان زائران ایرانی در عراق». صفحه اول خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، مثل همیشه پنج تا خبر با عکس دارد که از این میان شصت و پنج تا مربوط به رییس جمهوری است. باید به زور خبر را از صفحات ایرنا پیدا کرد تا تایید این خبر مشخص شود. خبر درست است.«یک کاروان ایرانی در رستورانی توقف کرده بودند که یک بمب گذار انتحاری به درون رستوران رفته و خود را منفجر می کند: ۶۵ کشته و ۱۱۱ زخمی.»

از مجلس خبری نیست. نمایندگان مشغول حساب وکتاب برای آینده دنیوی و اخروی خود و حساب دو دو تا نه تا برای انتخاب رییس جمهوری آینده هستند. لاریجانی که در اخبار هسته ای اجازه نفس کشیدن به کسی نمی دهد و زودتر از تمام خبرگزاری های دنیا واکنش نشان می دهد، نه واکنشی داده و نه وزیر خارجه را به مجلس فراخوانده است.

پنجشنبه است. ۶۵ کشته و ۱۱۱ زخمی. خانواده های این افراد در ایران چه می کشند؟ در غزه جنگ شده بود و جمهوری اسلامی گریبان می درید که آی کشتند. وبلاگ می نوشتند که آی در غزه دارند آدم می کشند. عکس شیر می کردند که آی در غزه دارند آدم می کشند.

پنجشنبه است. ۶۵ کشته و ۱۱۱ زخمی. افرادی که هیچ وصله ای بهشان نمی شد چسباند. اگر در آنتالیا بر سر توریست های ایرانی آمده بود، حالا محافظه کاران و مذهبیون فرندفید و تویتر و رجا نیوز را خورده بودند که آی سزای مرتد و ضد انقلاب همین است. این هایی که در عراق کشته شدند، کمتر جوانی را در میانشان می توان متصور بود. میانسال و یا بالاتر از آن، افرادی معتقد که فقط برای اعتقادشان راهی کشور خطرناکی به نام عراق شده اند. شاید طبق عقیده خودشان، ائمه دستی بر سر آن ها دارند و مواظب آن ها هم هستند اما خوب، همان ائمه هم به دست بدخواهانشان یکی پس از دیگری کشته شدند.

جمعه است. بیست و چهار آوریل. در حرم کاظمین و ورودی حرم و نزدیک حرم بمب گذار انتحاری دیگر خود را منفجر می کند. باز هم ایرنا با شصت و پنج خبر صفحه اول از احمدی نژآد سرگرم است که به زور می توان خبر را پیدا کرد. در ورودی حرم امام کاظم، یک زن خود را منفجر می کند و در نزدیکی حرم یک مرد. ۳۰ ایرانی کشته و ۸۰ تن هم زخمی شدند.

جمعه است. ۳۰ کشته و ۸۰ تن زخمی. وزیر خارجه استیضاح نشده، مجلس جلسه اضطراری تشکیل نداده، شورای امنیت ملی تشکیل جلسه نداده، رییس شورای امنیت ملی که همان رییس جمهوری باشد، کماکان مشغول تقدیر و تکریم خود از سخنرانی اش در ژنو است. خودگ و ز ی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی. علی القاعده همه سران نظام به تلکس ویژه اخبار دسترسی دارند. قاعدتا همه خبردار شده اند. اما این جا ایران است، مرگ ارزان است، جان ارزش ندارد. جان مردم غزه مهم است.

شنبه است، ۹۵ تن کشته شده و ۱۹۱ تن هم زخمی شده اند. ایرنا صفحه اول یک خبر را یک ساعتی آن زیر گذاشت و بعد هم به سرعت برداشت. گفته شد اجساد به ایران بازگردانده شده و زخمی ها هم به ایران بازگشته اند. با چه وضعیتی؟ چطور؟ هیچ خبری نیست.

شبکه یک، شبکه دو، شبکه پنج، خبر بیست و سی، هیچ خبری نیست. زائران ایرانی کشته شده اند. کسی باید جوابگو باشد. چه کسی مسوولیت این افراد را پذیرفته؟ چه کسی امنیت آن ها را تامین کرده؟

یک شنبه است. آقای خامنه ای پیام می دهد. خیلی دیر. دیرتر از واکنشی که به غزه نشان داده بود. در آن هم نمی گوید دولت باید جوابگو باشد که با چه مسوولیتی اجازه داده شهروندان ایرانی به کام مرگ بروند. می گوید مرگ زائران ایرانی کار آمریکا و اسرائیل است.

یک شنبه است. لاریجانی پیام می دهد که نه تنها کار آمریکا و اسراییل است که چنان تودهنی به تروریست ها بزنیم که حظ کنند. نه اتفاقی می افتد، نه از کسی جواب می خواهند و نه هیچ.

دوشنبه است. انگار نه انگار. یادم آمد شانزده مرزبان ایرانی، یکی یکی و دو هفته یک بار کشته شدند و آب از آب تکان نخورد. مرزبانانی که اگر پارتی داشتند، راهی مرز نمی شدند. زائرانی که رفته بودند عراق، راحت نمردند. خانواده شان آرام و قرار ندارد اما ایران آرام است، آب از آب تکان نمی خورد. نظام در پی معامله ای برای انتخابات ریاست جمهوری است و انرژی هسته ای هم حق مسلم ماست و خون مردم غزه رنگین تر است.

این جا ایران است. مرگ ارزان است. ارزان نه، رایگان است.

Wind_Serenity