یک شوی تلویزیونی : احمدی نژآد در ژنو

بدست KT

اول، سخنرانی احمدی نژآد در ژنو نقض غرض دیسکورسی است که این همه سال ایران با دیگر کشورها و به ویژه آمریکا داشته است. «گفت وگوی با احترام متقابل.» چیزی که ایران همیشه از همه خواسته را خودش نقض می کند و به بدترین شکل.

کل این مسئله سخنرانی احمدی نژآد در ژنو را می گذاریم کنار و به یک مسئله دیگر و از یک وجه دیگر می پردازیم تا بعد برگردیم به این سخنرانی. مسائل و اولویت های ایران در حال حاضر و یا در قرن حاضر چیست؟

امنیت. ایران با مسئله هسته ای چالش امنیتی برای منطقه درست کرده و عقل سلیم می گوید این راه را با کمترین هزینه و بالاترین صرفه دنبال کند. این قاعده نمی گوید هسته ای نشود که بشود، اما کم خطرترین راه و کم هزینه ترین راه را انتخاب کند.

باز هم امنیت. دو سوی ایران را نیروهای چند ملیتی فرا گرفته اند. وقتی در کنار مرزی درگیری باشد ناخودآگاه درگیری به درون کشورهای همسایه می رود. همین آمریکا خواه ناخواه به درون جنگ کارتل های مواد مخدر در مکزیک کشیده شده است یا همان قاعده ای که ایران همیشه می گوید که خواستار عراق با ثبات است و این مسئله ای منطقی است. ثبات در کشورهای همسایه به نفع دیگر کشورهاست  و اگر این گونه نباشد، همه مجبور به دخالت هستند. این مسئله را به وضوح در روابط چند سال اخیر افغانستان و پاکستان می توان دید.

اقتصاد. ایران نیازمند خروج از وضعیت تورم زای فعلی، بالابردن سرمایه گذاری خارجی و ایجاد فرصت شغلی برای جامعه جوان خود است. برای بالابردن نفوذش نیاز به صادرات نفت و گاز دارد وبرای بالا بردن قدرت سرمایه گذاری نیازمند پایین آوردن درصد ریسک سرمایه گذاری در کشور است. یک مثال ساده، بیمه بزرگ وبین المللی لویدز که بیمه کالاهای صادراتی و وارداتی را به عهده دارد و بدون بیمه هیچ کانتینر یا باری از هیچ بندری بارگیری نمی شود، در منطقه خاورمیانه 25 درصد هزینه هایش بالاتر است، و برای محدوده نزدیک به آب های ایران این هزینه بین 50 تا 75 درصد است در صورتی که برای دبی 25 تا 30 درصد اضافه هزینه دارد. این رقم باعث می شود جهت سرمایه گذاری عوض شود. بالا بودن نرخ صادرات و واردات در خاورمیانه به دلیل درگیری هاست اما کشورهای منطقه بیشتر پولدارند و با پول نفت و گاز این تفاوت را جبران می کنند در صورتی که برای ایران این هزینه خیلی خیلی بیشتر است.

جامعه و فرهنگ. ایران جمعتی بیش از شصت درصد زنان را در دانشگاه دارد. این که زنان سهم خواهی می کنند نه تنها اقدام علیه امنیت ملی نیست که یک خواست منطقی و طبیعی است که دیر یا زود شدیدتر و سنگین تر و سهمگین تر طلب می شود. زنان ایرانی متفاوت از زنان سنتی عربستان سعودی یا کویت یا افغانستان هستند. اعتماد به نفس دارند و در جامعه به شکل کاملا محسوسی تشریک مساعی دارند. برعکس افغانستان خانه نشین نیستند. این زن، خواسته اش را طلب می کند و جلوگیری از اجابت خواسته ی آنان، مثل سد ساختن بر روی جریان آبی است که جلوی آن را نمی شود گرفت.

ایران نسل بعد از جنگ و بعد از انقلاب دارد. این ها نه می خواهن درگیر خواسته های انقلابی باشند و نه می خواهند نسل جنگ از کولشان بالا برود. این خواسته همه خیلی طبیعی است و نمی توان به این نسل همه اش بد و بیراه گفت. این نسل می خواهد کار داشته باشد، آزادی های منطقی داشته باشد. اگر کسی از این نسل ناراضی است، فهرستی آماده کند و بگوید برای آن ها چه کرده است. این نسل با سازندگی بعد از جنگ به دنیا آمده، جنگی که در آن هیچ کاره بوده و انقلابی که در آن هیچ حضوری نداشته است. این نسل پلیس امنیتی نمی خواهد، نظم و قانون و پاسخگویی می خواهد. اصلی ترین اساس یک نظام شکل یافته و مستقل یا همان Law and Order.

همه مردم ایران حق دارند زندگی کنند نه فقط زنده باشند. بتوانند کار کنند، وقتی را در کنار خانواده بگذارنند و بتوانند تفریح سالم را در جامعه تجربه کنند. جمهوری اسلامی همه کارش کپی کاری بوده، بد نیست کپی های مناسب را هم انتخاب کند. زندگی سالم یعنی مساوات برای همه، امکانات برای همه حق برای همه.

شعار های پوپولیستی همیشه در همه جای دنیا مطرح بوده و همیشه هم خواهد بود. آمریکا که خود با شعار پوپولیسم مبارزه می کند دولت عراق را تحت فشار قرار داده که پول نفت را میان مردم توزیع کند که این کار پوپولیسم آشکار است. بله آمریکا می خواهد مردم عراق آرام بگیرند و راضی باشند اما این عراقی ها هستند که باید برای سرمایه ملی شان برنامه ریزی کنند. آقای خمینی هم می گفت برق و آب مجانی می شود و برای همه خانه رایگان می سازیم. این ها برای جلب حمایت است اما واقعیت اداره جامعه، حساب درآمد، برنامه ریزی و آمار است و با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود.

برگردیم به سخنرانی آقای احمدی نژآد. کدامیک از این مسائلی که ذکر شد در سخنرانی احمدی نژآد بود؟ کدامیک اولویت ایران بود؟ اسراییل هیچ گاه اولویت ایران نبوده و نخواهد بود. اسراییل مسئله اعراب است، مسئله ایران نیست. گیریم که آقای احمدی نژآد خیلی دلش می سوزد و باید حتما ندای حق سر دهد. هر چیزی راهی و حساب و کتابی و ادبیاتی دارد. این همه به کشتار دارفور اعتراض شد، این همه فیلم مستند ساخته شد و چند سال است که همه به آن اعتراض می کنند. بالاخره و به تدریج حکم بازداشت عمرالبشیر صادر شد که ایران سریع رفت و او را در آغوش کشید. بعد با چه منطقی وقتی آمریکا اسراییل را در آغوش می کشد شما آتش می گیرید؟

با چه منطقی آقای احمدی نژآد بد و بیراه به ملتی می گوید؟ مگر فیلم سیصد کم به ما بی حرمتی بود؟ مگر بازی با جزایر سه گانه ایرانی و نام خلیج فارس، خونمان را به جوش نمی آورد؟ مگر از باخت عربستان دق مرگ نمی گیریم؟ چرا ما که خود این گونه ایم به حساس ترین نقطه ملتی دست می گذاریم و آن را به باد ناسزا می گیریم؟ این همه منطق احترام متقابل نتیجه اش همین است؟

ایران هیچ گاه در این سی سال فهرستی  از مسائل حساس و استراتژیک خود آماده نکرده که بگوید آمریکا به این ها عمل کند تا ببینیم چه می خواهیم. همیشه گفته اند بی احترامی نکند و با ادب باشد. همین دیسکورس را احمدی نژآد نقض کرد. آن چاوز اما سر از پا نمی شناسد که خودش را به اوباما بچسباند و می رود و سریع جلوی دوربین کتاب به او هدیه می کند. او هم می داند که این آدم را باید قدر شناخت و روی هوا قاپید تا قبل از این که در آمریکا مث ج اف کی یا لینکلن ترور شود.

یک چیز را بگویم که این قیاس مع الفارق در ادبیات سینه چاکان احمدی نژآد به شدت جاهلانه است. تا کسی از او ایراد بگیرد، می گویند پس چرا بوش جنایتکار یا ابله نیست. یک مسئله مهم، مشکل من و ما و شما با بوش به دلیل رفتار بد، تصمیمات جنایتکارانه و ادبیات سخیف اوست و بیشتر غیر آمریکایی ها با او مشکل دارند تا آمریکایی ها. یک مسئله مهم را فراموش نکنید: کسانی که برای بوش در آمریکا گریبان می درند، به دستاوردهای بوش نگاه می کنند، بوش هر چه نکرده باشد، نوعی کشورگشایی برای آمریکا کرده و نفوذ نظامی و استراتژیک آمریکا را در یکی از حساس ترین نقاط دنیا یعنی خاورمیانه افزایش داده است. بوش را با احمدی نژآد مقایسه نکنید، دستاوردی احمدی نژآد برای ایران نداشته است.

ht